محمد محسن ، و تاريخ نادرى ، تأليف ميرزا مهدى ) سالها بعد از مرگ او در اروپا شناخته شد .
هنوى در تأليف قسمت اول سفرنامهء خود از كتاب كلراك بسيار استفاده كرد . در مقدمهء آن « 1 » ، چنان كه به اوضاع آشفتهء ايران قبل از ظهور نادر اشاره مىكند ، مىگويد : « شرحى كه تاكنون دربارهء اين موضوع داشتهايم ناقص بوده است و اگر كتابى را كه اخيرا به زبان فرانسه منتشر شده و مؤلف در جمع مطالب آن زحمت بسيار كشيده است نيافته بودم ، به چنين كارى تا اين اندازه نمىپرداختم . »
از مقايسهء كتاب هنوى با كتاب كلراك چنين برمىآيد كه از قسمت دوم تا پنجم جلد سوم كتاب هنوى ، و از قسمت اول تا سوم جلد چهارم او عبارت از ترجمهء فصل اول تا نهم « تاريخ » كلراك است . هنوى اگر چه در تأليف كتاب خود بسيار مديون كلراك است ، ولى آن چنان كه بايد و شايد از او قدردانى نمىكند و گذشته از اين ، مآخذ و منافع كتاب كلراك را در كتاب خود نياورده است .
ترديدى نيست كه كتاب كلراك جامعتر و بهتر از اثر كروسينسكى است ، ولى چون مطالب او دست اول نيست ، پس از اندكى ترديد كروسينسكى را ارجح دانستم .
3 - سيمون آورامف « 2 »
سيمون آورامف در سال 1720 كنسول روس در رشت شد ، و در ژانويهء 1729 به روسيه بازگشت . از فعاليت اوليهء او در ايران تاكنون شرحى به قلم خود او بدست نياوردهايم ، « 3 » ولى سويمونف و ساير نويسندگان از اقدامات او نوشتهاند . خوشبختانه اخيرا ميكلو خوماكلاى قسمتهايى از زاپيسكى « 4 » ، اثر آورامف ، را كه تاريخ آن از ژوئن 1726 تا ژانويهء 1729 است منتشر كرده و توضيحاتى داده است . در اين تاريخ ، آورامف منشى روسى طهماسب بود و به همين مناسبت با او به خوبى آشنايى داشت . اين دوره با وجود كوتاه بودن داراى اهميت بسيار است . در اين مدت بود كه وضع طهماسب در اثر پيوستن نادر به او مستحكم شد و اين شاهزاده توانست به كمك سردار خود مشهد را اشغال و به اين ترتيب وسايل بازيافتن قلمرو خود را تهيه كند . بعدا در نتيجهء اقدامات ديگرى بعد از حركت آورامف ، اصفهان به دست طهماسب افتاد و غلجايىها از ايران طرد شدند .
آورامف گذشته از آن كه قول محمد محسن دربارهء رفتار خيانت آميز فتح عليخان قاجار را تأييد مىكند ، آنچه را هم كه محمد محسن و ساير نويسندگان معاصر او راجع به ضعف اراده و فسق و فجور طهماسب نوشتهاند قبول دارد . ولى شرح او در اين خصوص چنان روشن و
هامش
( 1 )Travels , vo 1 . I , p . XII ..
( 2 )Semeon Avramov.
( 3 ) . شايد چنين شرحى در بايگانىهاى روسيه موجود باشد .
( 4 )Zapiski.