نسخهء خطى اين كتاب را ديده باشد زيرا در سال 1727 به چاپ رسيد . كتاب رنال اگر چه خالى از غلط نيست ، ولى از اثر ژرم مفصلتر و بهتر است .
در اين مرحله بود كه كلراك با ژوزف آپى سليميان ، كه تازه از ايران رسيده بود ، ملاقات كرد و به او گفت كه قصد دارد كتابى دربارهء اوضاع آشفتهء ايران بنويسد و ژوزف او را در اين كار تشويق كرد . از آن به بعد اين دو نفر تقريبا هر روز به ملاقات يكديگر مىرفتند و در اين موارد كلراك « قلم به دست » سؤالاتى از ژوزف دربارهء يادداشت او و مطالب ساير نويسندگان مىكرد . « 1 »
كلراك نه تنها اطلاعاتى از ژوزف به دست آورد ، بلكه از رفقاى خود در سفارت فرانسه مطالبى مىپرسيد ، و اين اشخاص گذشته از آن كه گزارشهاى كنسولگرى و ساير مدارك را در اختيار او مىگذاشتند ، او را به وسيلهء نامه با برادران گاردان كه گزارشهايشان را خوانده بود آشنا كردند . كلراك نيز توانست از طريق مكاتبه با كروسينسكى بسيارى از نكات مبهم را روشن كند .
ولى اين كشيش چون قصد داشت خاطرات خود را شخصا انتشار دهد ، حاضر نشد كلراك آنها را ببيند . « 2 »
دوبوناك به كلراك بسيار كمك كرد ، زيرا نه تنها نسخهاى از عهدنامهء تقسيم ايران به او داد ، بلكه خلاصهاى از يادداشت خود را به او سپرد . دوسن داليون ، گذشته از ترجمه كردن يادداشت مصطفى افندى براى كلراك ، بعدا شرح مأموريت درى افندى به ايران را نيز ترجمه كرد ؛ « 3 » همچنين اطلاعات شخصى خود را در اختيار او گذاشت .
كلراك ، قبل از آن كه قسمت اول كتاب را به پايان برساند ، به فرانسه احضار شد و به اين ترتيب ، تماس مستقيم او با ژوزف آپى سليميان و ساير اشخاص مطلع قطع گرديد . مع الوصف مقدار زيادى مدارك و اسناد با خود برد ، و دوستان او در قسطنطنيه و ساير نقاط در شرق مديترانه به وسيلهء نامه او را از وقايع گذشته آگاه مىكردند .
وقتى خاطرات كروسينسكى ، كه به وسيلهء دوسرسو مرتب شده بود ، انتشار يافت ، كلراك طبعا نوميد شد ، ولى دست از كار نكشيد ، و پس از مدت كوتاهى با حرارت و شدت بيشترى به كار پرداخت . گذشته از اين ، در اين وقت كتاب كروسينسكى نيز مورد استفادهء او واقع شد .
معالوصف ، نتوانست تمام همّ خود را مصروف نوشتن كتاب كند ؛ و در واقع ، به علت گرفتارىهاى گوناگون آن قدر به كندى پيش رفت كه يكى از دوستانش به خنده گفت كه وى در
هامش
( 1 ) . كلراك ، جلد اول ، صVI.
( 2 ) . كلراك ، جلد اول ، صفحاتVIIIوX.
( 3 ) . اثر اين ترجمهء فرانسوى را نتوانستم پيدا كنم . دوفين ، كه يكى از منشيان سفارت فرانسه در قسطنطنيه بود ، در سال 1745 ترجمهء تازهاى كرد كه لانگلس آن را در پاريس به سال 1810 تحت عنوان ذيل انتشار داد :Relation de Dourry Efendy , Ambassadeur de la porte Ottomane aupres du Roi de Perse