5 - فرانسوىها از پرداخت ماليات سرانه معاف خواهند بود . ( مادهء 6 )
6 - براى صدور اسب هيچ گونه محدوديتى نبايد قايل شد ، مشروط به آن كه متعلق به شاه نباشد . ( مادهء 9 )
7 - اختلافات ميان اتباع فرانسه و اتباع ساير ممالك بايد در حضور كنسول و به وسيلهء قضات مسلمان حل و فصل شود . ( مادهء 10 )
8 - گذشته از مصونيتها و ساير امتيازاتى كه خواه در نتيجهء عهدنامهء 1718 و يا عهدنامهء حاضر به فرانسوىها تفويض شده است ، اين اشخاص بايد از هر امتيازى كه به خارجىها داده شود بهرهمند شوند . ( ماده 21 ) نكات ديگرى هم از قرار ذيل وجود داشت :
1 - بازرگانان ايرانى كه به مارسى مىروند از همان امتيازات و معافيتها برخوردار مىشوند ولى نبايد كالاهايى را كه ممنوع شده است وارد فرانسه كنند .
2 - از طرف ايران يك نفر كنسول براى رفع اختلافات ميان ايرانىها در مارسى مقيم خواهد بود . اختلافاتى كه ميان ايرانىها و اتباع ساير ممالك روى خواهد داد به وسيلهء دادگاههاى فرانسوى حل و فصل خواهد شد .
3 - اگر يك بازرگان ايرانى در فرانسه بميرد ، اموال او به دست كنسول ايران سپرده خواهد شد ، ولى اگر قروضى از خود به جا بگذارد ، بايد از اموال او پرداخت شود . « 1 »
اين عهدنامه تا آنجا كه مربوط به فرانسوىها بود بر عهدنامهء سابق مزيت فراوانى داشت ، زيرا تمام حقوق گمركى كه به صادرات و واردات فرانسوى تعلق مىگرفت به اين ترتيب از ميان رفت .
گذشته از اين ، در مسائل ديپلماسى ، سفير فرانسه بر ساير سفرا مقدم شمرده شد . البته ايران هم منافعى به دست آورد ، ولى در مقايسه با منافع فرانسه ناچيز بود . ضمنا مقصود عمده از مأموريت محمد رضا بيگ ، يعنى اتحاد عليه مسقط اصلا ذكر نشد . از طرف ديگر ، طبق گفتهء پادرى ( كه هميشه طرف دار نقشه عليه مسقط بود ) ، به طور شفاهى موافقت شد كه يك نفر ناخداى فرانسوى ، به نام ژرالدن ، به عنوان سفير به اصفهان برود تا نه تنها عهدنامهء جديد را به تصويب شاه برساند ، بلكه در اوضاع مملكت مطالعهء دقيقى به عمل آورد و ببيند چه ترتيباتى براى اجراى نقشهء حمله به مسقط مىتواند بدهد كه در صورت امكان به طريق شايستهاى عمل شود . همچنين موافقت شد كه پادرى قبلا به همراهى محمد رضا بيگ به ايران برود تا زمينه را براى مأموريت ژرالدن فراهم آورد . « 2 »
هامش
( 1 ) . متن اين عهد نامه در بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد چهارم ، اوراقa234 -a235 ، يافت مىشود و هربت در صفحات 370 - 377 كتاب خود آن را نقل مىكند .
( 2 ) .Negociations en Perse , fol 32 b، دليلى در دست نيست كه به شرح پادرى شك كنيم .