تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
آمده براى فابر و ساير سفرا در خاك تركيه فراموش نشده بود . در اينجا لزومى ندارد سرگذشت محمد رضا بيگ را در تركيه شرح دهيم زيرا هربت آن را به تفصيل در كتاب خود ، به نام سفارت ايران در زمان لويى چهاردهم ، آورده است . همين قدر كافى است بگوييم كه محمد رضا بيگ با وجود احتياطات لازم ، مورد سوء ظن ترك‌ها واقع و سرانجام توقيف و به زندان افكنده شد . وى اعتراض كرد كه فقط قصد زيارت كعبه را دارد و ترك‌ها هم باور كرده او را سوار يكى از كشتىهاى زوار كردند . ولى در اثر پافشارى و كاردانى اتين پادرى مترجم ، كه كنت دزآلور سفير فرانسه در قسطنطنيه به يارى او فرستاده بود ، محمد رضا بيگ موفق شد بگريزد و سوار يك كشتى فرانسوى كه در خليج اسكندرون لنگر انداخته بود بشود . به اين ترتيب تقريبا شش ماه طول كشيد تا تركيه را بپيمايد . محمد رضا بيگ در 23 اكتبر 1714 به مارسى رسيد . هربت سرگذشت دو ماه اقامت او را در مارسى و مسافرتش را به پاريس شرح داده و نوشته است كه چگونه مزاج عصبى او مزاحم اشخاص بدبختى شد كه مأموريت داشتند به ملاقات او بروند و او را تا پاى تخت فرانسه همراهى كنند . « 1 » محمد رضا بيگ پس از آن كه تقاضا كرد در شهرهاى بزرگ واقع در مسير او احترامات لازم را نسبت به او مرعى دارند ، در 7 فوريه 1715 به پاريس رسيد و ورود او به اين شهر حس كنج كاوى مردم را برانگيخت . « 2 » در 19 فوريه ، لويى چهاردهم سفير ايران را رسما در ورساى به حضور طلبيد . پادشاه پير و سال خورده براى آن كه قدردانى خود را نسبت به شاه در اعزام محمد رضا بيگ نشان دهد ، نخستين بار پس از چهل و هفت سال سلطنت بر تخت خود در تالار بزرگ ورساى نشست . سفير كه از عظمت آن منظره تا حدى در بهت و حيرت فرو رفته بود ، مراسم احترام را به جاى آورد و اعتبار نامهء خود را تقديم كرد . سپس صندوقچهء حاوى هداياى شاه را گشودند ، ولى جز اشياى نسبتا ارزان قيمت چيزى در آن نيافتند و اين خود تأثير بدى در بينندگان به جاى گذاشت . اين موضوع و همچنين رفتار عجيب و شگفت انگيز سفير در بعضى موارد اين فكر را در بسيارى از اشخاص برجسته از جمله مونتسكيو « 3 » به وجود آورد كه ممكن است سفير شخص شيادى بيش
هامش
( 1 ) . براى شرح مختصرى دربارهء سوابق پادرى ، - اوايل فصل يازدهم . ( 2 ) . در ميان اين عده آبه ريشار و گودرو و فرانسوا پيدو دوسنت اولن ، برادر اسقف بابل ( بغداد ) ، ديده مىشدند . گودرو منشى و مترجم پادشاه براى زبان‌هاى شرقى شده بود . ( 3 ) . دوكلوc . P . Duclosدر كتاب خود تحت عنوان :Memoires Secretes sur les Regnes de louis XIV et de Louis xv ( Paris , 1791 ) , vo 1 . 11 . pp . 134 - 5بعد از شرح پذيرايى مجلل در ورساى مىنويسد : « بسيارى از مردم عقيده داشتند كه اين شخص آدم