تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
آگاتوپوليس و معاون اسقف بابل ( بغداد ) ، براى اعتراض به اين طرز رفتار ، مأمور به ايران شد . اين شخص در ماه آوريل 1712 به اصفهان رسيد و چند بار به حضور شاه باريافت و موفق شد فرمانى از شاه به نفع مبلغان كاتوليك بگيرد . ولى بعد از مرگ ناگهانى او در سپتامبر همان سال ، اشكالات آنها دوباره عود كرد . « 1 » در اثر نفوذ جاثليق الكساندر ، شاه مىخواست به وسيلهء آبه ژان ريشار « 2 » جواب نامساعدى به لويى چهاردهم و پاپ بدهد ، ولى در اين وقت خبر پيروزىهاى فرانسه در دونن و مارشىين و ترك محاصرهء لاندرسى به اصفهان رسيد . ريشار عاقبت موفق شد شاه و وزراى او را وادارد كه نظريهء خود را دربارهء فرانسه تغيير دهند . گذشته از اين ، چون ايرانىها نتوانسته بودند كمكى از انگليسىها و هلندىها به منظور دفع حملات اعراب مسقط بگيرند ، و اين حملات هم بيشتر از سابق شده بود ، « 3 » ناچار بار ديگر به فكر گرفتن كمك از فرانسوىها افتادند . در نتيجه دولت ايران تصميم به اعزام سفيرى به دربار فرانسه گرفت . شاه و وزيران بىكفايت او براى يافتن شخصى كه لياقت اين سفارت دشوار را داشته باشد كوششى نكردند ، و در واقع مثل فرانسوىها ، در انتصاب فابر مطالعه‌اى به عمل نياوردند . نظر به اين كه آبه ريشار در آن وقت ( ماه مه 1713 ) عازم سفر فرانسه بود ، شاه هدايايى جهت تقديم به لوئى چهاردهم به او سپرد و او را مأمور كرد كه پس از رسيدن به ايروان آن هدايا را به دست محمد خان حاكم اين شهر بسپارد . ضمنا به محمد خان پيغام فرستاد كه شخص مناسبى به عنوان سفير ايران در فرانسه تعيين كند . محمد خان پس از دريافت اين پيغام ، فرمان دهء سواره نظام محل را انتخاب كرد ولى او نپذيرفت . ناچار از محمد رضا بيگ ، كلانتر ايروان ، سومين شخص مهم اين شهر ، تقاضا كرد آن مأموريت را به عهده بگيرد . محمد رضا بيگ با آن كه از طول سفر به فرانسه و مخاطرات آن آگاه بود ، پيش نهاد حاكم را پذيرفت و هداياى شاه براى لوئى چهاردهم را در چند عدل ابريشم پنهان كرد و آنها را از جلو فرستاد و خود محرمانه در ماه مارس 1714 به راه افتاد . علت آن بود كه مىترسيد اگر به طور آشكار حركت كند ، ترك‌ها مانع ورود او به تركيه شوند ؛ اشكالات پيش
هامش
( 1 ) . بايگانى وزارت امور خارجه فرانسه ، جلد سوم ، ورقb43 . ( 2 ) . آبه ريشار سابقا جزء هيئتى در پاريس بود كه سرپرستى مبلغان مذهبى را به عهده داشت . وى در سال 1710 عازم شرق شد و بعد از آن كه مدتى به آموختن زبان تركى گذرانيد ، راه ايروان را در پيش گرفت . پرديسون( d'Issoudun )رئيس مبلغان كابوشى در تبريز ، نسبت به ريشارد عقيده بدى داشت و او را بىتجربه و لجوج مىخواند . - نامهء او خطاب به ميشل از تبريز ، مورخ 12 ژوئيه 1717 ، بايگانى وزارت امور خارجهء فرانسه ، جلد پنجم ، اوراقb138 وa139 ، هربت( Herbette )در كتاب خود تحت عنوان :Ambassade Persane sous Louis XIV , p . 11 .به غلط مىنويسد كه وى يك نفر يسوعى( Jesuit )بود ، و ظاهرا او را با رنه ريكار( Ricard )، كه جزو هيئت يسوعى در ايروان در آن زمان بود ، اشتباه كرده است . ( 3 ) . فعاليت اعراب مسقط در نتيجهء اقدامات سلطان بن سيف ثانى رو به افزايش نهاده بود ، زيرا اين شخص قواى دريايى مسقط را تقويت كرده بود .