تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣

فصل سى و پنجم مأموريت فابروميشل و عهدنامهء 1708 ميان فرانسه و ايران

پس از آن كه لوئى چهاردهم و وزراى او تصميم به اعزام هيئتى به ايران گرفتند ، بازرگانى به نام جان باتيست فابر را به رياست آن تعيين كردند و قرار شد در صورت مرگ او پيدو دوسنت اولن ، اسقف بابل ( بغداد ) ، جانشين او شود . فابر در حدود 1652 در مارسى تولد يافته و در جوانى به تركيه رفته سال‌ها در آنجا به تجارت مشغول شده بود . وى بعد از بازگشت به فرانسه در آغاز قرن هيجدهم ، ادعا كرد كه از قسمت شرق مديترانه اطلاعات دقيقى دارد و با بازرگانان آنجا به خوبى آشناست . مسلما به همين علت بود كه متصديان امور او را به عنوان سفير در ايران تعيين كردند ، ولى اگر با مقامات فرانسوى در قسطنطنيه مشورت كرده بودند ، به اين نكته مىرسيدند كه فابر كه در حقيقت مرد بىارزشى بود و به هيچ وجه شايستگى سفارت را نداشت ، و گذشته از اين ، به شدت مقروض بود . « 1 » انتصاب فابر به چند علت باعث خشم كنت دو فريول « 2 » ، سفير فرانسه در تركيهء عثمانى ، گرديد . دوفريول يكى از منشيان خود را به نام پير ويكتور ميشل « 3 » براى سفارت در ايران پيش نهاد كرده ولى مورد قبول واقع نشده بود . سفير مذكور از عدم صلاحيت فابر و قروض او اطلاع داشت . « 4 » گذشته از اين ، دوفريول با زن فابر سر و سرى داشت و در طى غيبت شوهرش در فرانسه
هامش
( 1 ) . -O . Noel , Histoire du commerce du Monde depuis les Temps les les plus recules , ov 1 , 11 , p . 25( نوئل اشتباه مىكند كه مىگويد همراهان فابر در 1703 عازم ايران شدند ) . ( 2 ) . وى از سال 1699 تا 1711 سفير فرانسه در تركيه عثمانى بود . ( 3 ) . مطالب ديگرى دربارهء ميشل خواهيم گفت . ( 4 ) . دوفريول در نامه‌اى خطاب به ژوان كور( Jouvancourt )مىنويسد : « اگر كنت دوپون شارترن حرف مرا باور كرده بود ، آقاى فابر را به ايران نمىفرستاد .Correspondance du marguis de ferriol , Ambassadeur de - « Louis XIV a constantinople avec une introduction par M . Emile Varenbergh ( Anvers , 1870 ) , p . 241 .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 383 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى