ايران و زبان فارسى داشتند ، در پيش رفت امور تجارى فرانسه كوشيدند . زن دولستوال ، احتمالا دختر لوئى گيلرم بود ، در سال 1727 با ژاكوب ( ژاك ) روسو ساعت ساز و جواهرساز ژنوى كه سى سال قبل از آن در اصفهان ساكن شده بود ازدواج كرد . « 1 » پسرشان ژان فرانسوا زاويه « 2 » كه در 1738 در اصفهان تولد يافت ، خاورشناس و سياست مدار فرانسوى معروفى شد . « 3 »
در زمان سلطنت شاه سلطان حسين يك نفر فرانسوى ، به نام فيليپ دو كلمب ، بعد از مدتى خدمت در قشون روس به خدمت شاه در آمد و تا چند سالى متصدى توپ خانهء ايران بود ، تا اين كه در جنگ گلناباد كشته شد .
عهد نامهء ريس و يك ، كه در 21 سپتابر 1697 منعقد شد ، به فرانسه مهلتى داد كه دوباره به امور شرق بپردازد . در نتيجهء اين عهدنامه ، فرانسه ناحيهء پونديچرى را از هلندىها گرفت و به اين ترتيب موقعيت خود را در هندوستان مستحكم كرد . اگر چه كشور هلند بعدا ضعيف شد ، « 4 » ولى كمپانى هند شرقى هنوز در خليج فارس رقيب نيرومندى بود و ضمنا كمپانى انگليسى هند شرقى نيز موقعيت خود را در آنجا محكم مىكرد .
كمپانى فرانسوى هند شرقى كه در هندوستان كارش بالا گرفته بود ، با وجود مخالفت رقباى سرسخت خود ، تصميم به تحصيل امتيازات تجارى در ايران گرفت . در سال 1698 دوشاتونوف ، سفير فرانسه در قسطنطنيه ، جان بيون دوكن سويل « 5 » را ، كه بازرگان كاردانى از شهر مارسى بود ، به عنوان منشى هيئت به اصفهان فرستاد و مقصود عمده از اين انتصاب اين بود كه وى بتواند از شرايط تجارى در ايران اطلاعات دقيقى به دست آرد . وى تا 1705 در ايران ماند و در اين سال به فرانسه باز گشت و دو سال بعد مجددا به ايران آمد . اين شخص كه بسيار با هوش و تيزبين بود توانست در طى اين دو سفر مأموريت خود را به خوبى انجام دهد .
در اواخر قرن هفدهم دولت ايران از قتل و غارت اعراب مسقط در خليج فارس بسيار نگران بود و هم چنان كه در فصول پيش گفتيم علاوه بر خواستن كمك از پرتغالىها ، انگليسىها و
هامش
( 1 ) . ژاكوب روسو با هيئت فابر تيرهبخت در سال 1705 عازم ايران شده بود و جزئيات آن در فصل بعد خواهد آمد . وى پسر عموى ژان ژاك معروف و يكى از خويشان سميوئل روسو مستشرق انگليسى ، بوده است . مرگ او در سال 1753 در اصفهان اتفاق افتاد .
( 2 )Zavier.
( 3 ) . جان باتيست لوئى ژاك ، فرزند ژان فرانسوا زاويه ، كه در 1780 در فرانسه متولد شد ، همچنين يكى از مستشرقين و سياسيون فرانسه شد .
( 4 ) . طبق نوشتهء ويلسون در كتاب :Anglo - Dutch Commerce and Finance in the XVIII th century Cambridge , 1941 )، وضع تجارى هلندىها به طور كلى از 1730 به بعد خراب شد . چنان كه در اواخر فصل سى و سوم گفتيم ، اهميت تجارى و اعتبار هلندىها در ايران و خليج فارس در 1729 رو به زوال نهاد . از آقاى جوسلين وابسته به پمبروك كالج ، كمبريج ، كه كتاب آقاى ويلسن را به من نشان داد متشكرم .
( 5 )Billon de Cansevilles.