تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
پرگودرو شده است . مقام فرانسوا پيكه « 1 » ، اسقف بابل ( بغداد ) « 2 » ، و جانشين او ، پيدو دو سنت اولون « 3 » از همه بالاتر بود . شخص اخير كه در سال 1687 منصوب شد ، بعدا به عنوان كنسول معين گرديد . بنابراين ، پيداست كه فرانسوىها در امور تبليغات مذهبى در آن ايام بسيار فعاليت مىكردند و بعضى از آنها مخصوصا پررافائل دومانس با وجود وظايف كليسايى خود در اصلاح روابط ايران و فرانسه و پيش بردن منافع كشورشان مىكوشيدند . ولى وقتى امور تجارى را در نظر مىگيريم ، منظرهء ديگرى پيش چشم مىآيد . اگر چه پرژوزف و ريشليو كوشيدند كه تجارت فرانسه با ايران و هندوستان را بين سنوات 1626 و 1629 رونق دهند ، ولى بيش از سى سال گذشت تا آن كه اقدام ديگرى ، غير از آنچه توسط ماجراجويانى مانند تاورنيه از سال 1644 به بعد به عمل آمد ، صورت گرفت . علت عدم تعقيب اقدامات اوليهء پرژوزف و ريشليو ، وقايعى بود كه در اروپا روى داد . در فرانسه جنگ داخلى مانع از پرداختن به امور خارجى بود و ديگر آن كه اين كشور مىبايستى جنگ با اسپانيا را قبل از توجه به امور شرق خاتمه دهد . ولى در سال 1661 صلح برقرار شد ، و لويى چهاردهم كه از زير نفوذ مازرن « 4 » بيرون آمده بود ، توانست خود زمام امور را در دست بگيرد . لويى با كمك كلبر ، وزير دارايى خود ، تصميم به احياى تجارت با ماوراى بحار گرفت ؛ و براى اين منظور ابتدا در نظر داشت كه مثل پادشاهان اسپانيا و پرتغال خود امور تجارى را اداره كند . ولى به زودى از اين نقشه منصرف شد و تصميم گرفت به جاى آن يك شركت تجارى تشكيل دهد . « 5 » شايد مشوق لويى در اين قضيه كلبر بوده ، زيرا مىدانست كه كمپانى انگليسى هند شرقى و كمپانى هلندى هند شرقى منافع سرشارى از تجارت با شرق برده‌اند و مىخواست فرانسه هم با ايران و هندوستان روابط بازرگانى پر سودى برقرار كند . در مورد ايران ، كلبر اطلاعات مفيد خود را از كتاب پررافائل به نام كشور ايران به دست آورد . در سال 1664 ، كمپانى فرانسوى هند شرقى « 6 » تشكيل گرديد ، « 7 » و در همان سال هيئتى مركب از پنج نفر به ايران فرستاده شد تا از جانب آن به مذاكرات بپردازد . سه تن از اعضاى اين هيئت
هامش
( 1 )Picquet. ( 2 ) . براى دانستن اين كه چرا اسقف بابل غالبا در اصفهان اقامت مىكرد ، -A Chronicle of the Carmelites , vo 1 . 1 , pp . 300 , 301 , 346 , 402 and 428 - 30 .( 3 )St . Olon. ( 4 )Mazarin. ( 5 )L . Pauliat , Louis XIV et la Compagnie des Indes orientales de 1664 ( Paris , 1886 ) pp . 57 - 8. ( 6 )Comapgnie des Indes Orientales. ( 7 )Jules Sottas , Histoire de la Compagnie Royale des Indes Orientales , 1664 - 1719 ( Paris , 1905 ) , pp . 10 - 13.
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 377 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى