كسى بر مرگ او نگريست . با اطلاع بر احوال او و اخلاف و جانشينش مىتوانيم اين اشعار هوراس را دربارهء او ذكر كنيم :
دورهء پدران ما از عهد نياكان ما بدتر بود .
ما كه فرزندان آنها هستيم از آنها بىكفايتتريم .
ما هم به نوبهء خود به جهان نسل فاسدترى عرضه خواهيم داشت . « 1 »
با مطالعهء حوادثى كه در ظرف شصت و پنج سال بعد از مرگ شاه عباس كبير تا جلوس شاه سليمان روى داد ، مىبينيم كه مرحلهء انحطاط كه در آغاز به كندى پيش مىرفت ، به تدريج تندتر مىشد ( به استثناى دورهء كوتاهى از سلطنت شاه عباس ثانى ) . ميان اين مرحله و اواخر عهد هخامنشى جنبههاى مشتركى ديده مىشود . دولتى كه شاه عباس كبير به وجود آورده بود در سال 1694 هنوز نيرومند و پاى دار به نظر مىرسيد . با وجود اين ، علايم و آثار انحطاط آن به چشم مىخورد و مرحلهء آخر چنان به سرعت نزديك مىشد كه فاتحى كه لياقت و كفايت اسكندر كبير را نداشت مىتوانست ضربهء نهايى را بر پيكر ايران فرود آرد .
هامش
( 1 ) .Odes , III , vi , 46