عمل در نتيجهء دشمنى با آيين عيسويت باشد ، ولى بيشتر به علت حرص و طمع آنان و همچنين به عقيدهء آنها عليه ناپاكى ماست ، بىآنكه تحقيق كنند كه چرا ناپاكيم . رؤساى مذهبى ارامنه به زندان افكنده شدهاند و غل و زنجير بر پاى دارند و كليساهاى جلفا مجبورند هر ساله چهار صد تومان بپردازند . » « 1 »
اين كشيش در پايان نامهء خود مىنويسد : « وزيرى كه عيسويان را بىرحمانه تعقيب مىكرد مورد بىلطفى شاه قرار گرفته است . »
چنان كه ديديم ، خواجهسرايان نفوذ فوق العادهاى به دست آورده بودند و تعقيب عيسويان تا حدى مربوط به آنهاست . « 2 » اگر چه حرص و طمع آنها ممكن است علت عمدهء تعقيب عيسويان باشد ، و ليكن تنها عامل نبود . در ماه مه 1678 ، چند تن از مسلمانان متعصب به بهانهء اينكه ارامنه و كليمىها در نتيجهء « عقايد ضالهء خود » به آيين اسلام لطمه وارد آوردهاند ، از شاه در موقع مستى فرمانى گرفتند كه عدهاى از آنها را اعدام كنند . لذا جمعى از خاخامهاى كليمى در اصفهان بىرحمانه به هلاكت رسيدند ، ولى ارامنه و بسيارى از محكومشدگان كليمى توانستند با پرداخت رشوههاى كلان از اعدام نجات يابند . « 3 »
تصادفا در اين ايام در نتيجهء تبليغات و نفوذ يكى از مجتهدان شيعه آئين تشيع در ايران به سرعت پيش مىرفت . از نقطه نظر مصالح كشور ايران و سلسلهء صفويه ، مجازات و تعقيب سنىها به مراتب از آزار اقليتهاى عيسوى و مبلغان كاتوليك نتايج ناگوارترى داشت . چنان كه در فصل اول اين كتاب ديديم ، سنىهاى ايران مردمى نيرومند و جنگآور بودند ، و هر نوع مداخلهاى در امور مذهبى آنها ممكن بود به هرج و مرج منتهى شود . از آنجا كه مخالفت با سنىها در اين زمانها يعنى ابتداى سلطنت شاه سلطان حسين زياد شديد نبود ، در اين مورد سخنى نمىگوييم .
شاه سليمان هر چه پيرتر مىشد ، بيشتر در مىگسارى و عيش و نوش افراط مىكرد و توجهى به نصايح پزشكان نداشت . در نتيجه سلامتى او كه در اثر ساليان دراز فسق و فجور مختل شده بود به كلى خراب شد و در 29 ژوئيه 1694 ، در سن چهل و هفت سالگى ، درگذشت . « 4 » و ظاهرا
هامش
( 1 ) .A Chronicle of the Carmelites in persia , vo 1 . 1 , pp 406 - 7( 2 ) .Krusinski , Revohution , p . 24 .با شرحى كه پل لوكا( Paul Lucas )دربارهء رفتارى كه با عيسويان در تبريز مىشد داده است مقايسه شود .Voyuges )، جلد دوم ، ص 45 ) : « وقتى باران مىبارد ، عيسويان بيرون نمىروند ، زيرا ايرانىها با اين كار مخالفاند و تصور مىكنند اگر يك نفر عيسوى خيس شده دست به يك نفر ايرانى بزند او را نجس خواهد ساخت . »
( 3 ) .A Chronicle of the Carmelites in Persia , vo 1 . 1 , p . 408( 4 ) . قابل توجه است كه شاه صفى در 31 يا 32 سالگى و شاه عباس دوم در سى و سه سالگى و شاه عباس ثانى در چهل و هفت سالگى در گذشتند . علت مرگ زودرس آنها فسق و فجور بود .