تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
گذشته از اين ، وقتى كه فرانسواپتى دولاكروا « 1 » ، خاورشناس جوان ، « 2 » براى فراگرفتن زبان فارسى و جمع‌آورى كتب خطى به اصفهان آمد ، پررافائل كمك‌هاى زيادى به او كرد و چون آن جوان بيمار شد ، در بهبود حالش كوشيد و بعدا در آموختن فارسى او را راه‌نمايى كرد . پررافائل فقط به هم كيشان يا هم ميهنان خود مساعدت نمىكرد بلكه انگليسىها و هلندىهاى مقيم اصفهان را نيز از خدمات خود بهره‌مند مىساخت . پررافائل گذشته از آن كه براى تهيهء اطلاعات با ديگران همكارى مىكرد ، خود نويسنده بود و هنگامى كه كلبر براى تشكيل كمپانى فرانسوى ، به نام كمپانى فرانسوى در هندوستان ، مشغول جمع آورى اطلاعات بود ، پررافائل كتابى به نام كشور ايران در 1660 براى استفادهء او نوشت . شفر در مقدمه‌اى كه بر اين كتاب نوشته است جزئيات ساير تأليفات پررافائل را متذكر شده است . « 3 » در اينجا بايد كاپوسن فرانسوى ديگرى را ، به نام پر گبريل دوشينن ، ياد آور شويم كه معاصر پررافائل بود . اين شخص در زبان فارسى تسلط داشت و غالبا به عده‌اى از جهان گردان فرانسوى در ايران كمك مىكرد . يسوعيون ، آخرين دسته‌اى از كاتوليك‌ها كه در ايران مقيم شدند ، مثل كاپوسن‌ها داراى رهبرى فرانسوى بودند . پرريگوردى « 4 » هيئت يسوعى را در اصفهان در سال 1653 تشكيل داد . سال‌هاى بعد ، بسيارى از كشيشان يسوعى در ايران خدمت كردند ولى اشخاصى از مليت‌هاى ديگر هم جزء اين فرقه بودند . « 5 » عدهء زيادى از فرانسوىها نيز نه تنها در فرقهء كارملى بلكه به عنوان كشيش معمولى انجام وظيفه مىكردند . در كتاب حاضر اشارات زيادى به آثار پرسانسون و
هامش
( 1 )Petis de La Croix. ( 2 ) . وى كه در سال 1653 متولد شد فرزند فرانسوا پتى ، نخستين منشى پادشاه براى زبان‌هاى عربى و تركى بود . در سال 1670 كلبر ، كه سياست پرژوزف در خصوص ايجاد روابط با ماوراى بحار را به ارث برده بود ، فرانسواى جوان را براى آموختن زبان‌هاى عربى ، تركى و فارسى به شرق فرستاد تا همچنين براى كتاب خانهء پادشاه كتاب‌هايى به اين زبان‌ها به دست آرد . كاره كه با فرانسوا در سال 1674 در بغداد ملاقات كرد از استعداد عجيب او براى فرا گرفتن زبان‌هاى شرقى بسيار متعجب شد . ( - كتاب اوTravels , vo 1 . III . p . 860فرانسوا در 1680 به فرانسه بازگشت و در اين حال نه تنها تمام زبان‌هايى را كه نام برديم مىدانست بلكه ارمنى را نيز آموخته و از راه و روش سياست در شرق به خوبى آگاه شده بود . هنگامى كه پدرش در 1695 در گذشت ، وى در مدرسهءCollege du Roiدر پاريس ، كرسى استادى زبان عربى را ، كه تا آن زمان متعلق به پدرش بود ، به دست آورد . بعدا مطالب ديگرى دربارهء او خواهيم نوشت . ( 3 ) . - نامهء مورخ 10 آوريل 1696 ، از پرفرانسوا ژان‌باتيست از مبلغان فرقهء كابوشى در اصفهان ، خطاب به نمايندهء كمپانى انگليسى هند شرقى ، كه مرگ پررافائل را در اول همان ماه اطلاع مىدهد . اين نامه به شمارهء 6207 و درOriginal Correspondenceدر كتاب‌خانهءIndia Officeيافت مىشود . ( 4 )Rigordi. ( 5 ) . نظير كشيش يسوعى لهستانى ، به نام كروسينسكى ، كه كتاب او تحت عنوانHistoire de la dermiere Revohtion de Perse، يكى از مآخذ عمدهء اين كتاب است .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 376 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى