تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
از روس‌ها در خواست كمك كرد ، زيرا مىترسيد سرخاى و ترك‌ها ارامنه‌اى را كه زير دست او بودند از بين ببرند . روميانتسف كه ايوان از او در خواست كمك كرده بود و در آن وقت به تعيين حدود روسيه و تركيه در داغستان و شيروان اشتغال داشت ايوان را مردى بسيار باهوش مىدانست و از تقاضاهاى مكرر او آزرده شد . پرنس دالگو روكى و ساير فرمان دهان روسى بيشتر دلسوزى مىكردند ، زيرا سرخاى را دشمنى سرسخت مىدانستند ولى نمىتوانستند بدون نقض عهد نامهء تقسيم ، مورخ 1724 ، به ايوان و ارامنه كمك كنند و خود نمىخواستند دست به چنين كارى بزنند . « 1 » فقط در موردى مىتوانستند با سرخاى به جنگ بپردازند كه وى به منطقهء روس‌ها داخل شود .

4 - علل ديگر اختلاف روسيه و تركيه بر سر ايالات اشغالى ايران

دشمنى سرخاى با روسيه و تجاوزات او به خاك اين كشور تنها علل اختلاف روسيه با تركيه نبود . اشغال اردبيل در 1725 از طرف ترك‌ها اگر چه به بهانهء حفظ آن از دست شورشيان انجام گرفته بود ولى باعث اعتراض شديد روس‌ها شد . علت اين اعتراض آن نبود كه روسيه مىخواست از طهماسب طرف‌دارى كند بلكه حضور پادگان ترك در اردبيل امنيت خاك آن كشور را تهديد مىكرد . نگرانى روس‌ها بىدليل نبود زيرا در اوايل 1726 هزار سرباز ترك به طور « غير رسمى » به گيلان حمله بردند . هنگامى كه نپلويف شكايت به نزد وزير اعظم برد ، وى پاسخ داد كه مخالف اين حمله است و گفت روس‌ها بايد آن عده را جبرا از گيلان بيرون رانند . « 2 » ترديدى نيست كه وزير اعظم نخواست حقيقت امر را بگويد . « 3 » زيرا آن حمله به دستور دولت تركيه براى امتحان قدرت روس‌ها در آن ناحيه صورت گرفته بود . در آن زمان همگى مىدانستند كه اشغال گيلان از طرف روس‌ها و نظارتى كه بر تجارت ابريشم در آنجا معمول مىداشتند باعث عصبانيت ترك‌ها شده بود . « 4 » عكس‌العمل روس‌ها نسبت به حملهء ترك‌ها بر مناطق اشغالى آنها در ايران دو صورت به
هامش
( 1 ) . -P . T . Arutunion Osvoboditelnoe Dvizhenie , p . 237مطابق قول اين نويسنده ( 238 ) ، دشوارترين ايام ارامنه در اواخر 1726 است ، و در اين سال عده زيادى از آنها تسليم ترك‌ها شدند . ولى اوان يكى از اشخاص معدودى بود كه دست از مقاومت برنداشت . وى به اسقف اعظم به نام ازاى حسن جلالياننتس نوشت كه او و همراهانش نسبت به نهضت ملى ارامنه وفادار مانده‌اند و تا وقتى به خدمت تزار در آيند خواهند جنگيد . در خاتمه نوشت كه « ممكن است همگى بميريم ، ولى هيچ عيسوى را در دست مسلمانان نخواهيم گذاشت . » ( 2 ) . كلراك ، جلد دوم ، ص 321 ، به استناد نامه‌اى از دوسون داليون . ( 3 ) . در مورد ديگر ، استانيان دربارهء وزير اعظم مىنويسد كه او مثل مردم مسكوى زيرك و محيل است و ادعا مىكند كه از آنها باهوش‌تر است . - گزارش او مورخ 13 / 2 آوريل 1726 ،State Papers 97، جلد بيست و پنجم . ( 4 ) . كلراك ، جلد دوم ، صفحات 321 - 322 .