تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
برادر محمد خان افغان ملتانى ، و ذوالفقارخان ، پسر ارشد محمد زمان خان . « 1 » اللّه‌يارخان به حكومت هرات و به رياست قواى عمدهء ابدالىها منصوب شد و رقيب سابقش ذوالفقار به حكومت فراه انتخاب گرديد . در چهارم شوال 1141 ( سوم مه 1729 ) نادر بعد از فراهم آوردن وسايل كار و بستن شروطى با طهماسب از مشهد به اتفاق او از طريق جام و فرمند آباد ( فرمان آباد فعلى ) و كاريز « 2 » عازم جنوب شد . قواى ابدالى نيز به سردارى اللّه‌يارخان از هرات به سوى شمال غربى پيش رفت . دو لشكر در نزديكى كافر قلعه « 3 » به هم رسيدند و در اينجا بود كه ابدالىها به فرمان دهى محمد زمان خان ايرانىها را به سردارى صفى قليخان در ده سال قبل شكست داده بودند . نادر همان سياست احتياط آميزى را كه در 1727 در جنگ با ابدالىها اتخاذ كرده بود پيش گرفت . نخست از شور و هيجان سربازانش جلوگيرى كرد و سپس توپ خانه را در اطراف پياده نظام گذاشت و سواران را در جناح لشكر جاى داد . ابدالىها اول حمله كردند و جنگ سختى بر پا شد . يكى از حملات آنها باعث آشفتگى صفوف پياده نظام ايران گرديد ، ولى نادر با سواران حمله شديدى كرد و با دست خود يكى از سرداران افغانى را به هلاكت رسانيد و در اين گيرودار نيزه‌اى به پاى راستش اصابت كرد ، ولى زخمى كه خورد كارى نبود . « 4 » مىگويند مردى كه او را مجروح ساخت حاجى مشكين نام داشت و سوگند خورده بود يا او را بكشد يا خود به قتل رسد . « 5 » چون شب فرارسيد ، طرفين دست از جنگ كشيدند و به جاى خود بازگشتند . روز بعد ابدالىها به هريرود عقب نشينى كردند و سپاهيان نادر به دنبال آنها شتافتند . ولى افغان‌ها توانستند از رودخانه بگذرند و در خارج شهر كوسويه در شصت ميلى شمال غربى موضع بگيرند . در اينجا جنگ سخت ديگرى در گرفت و افغان‌ها شكست خوردند و با چنان سرعتى به هرات گريختند كه توپ خانه و باروبنهء خود را نتوانستند با خود ببرند . ميرزا مهدى دربارهء اين پيروزى بزرگ نكته‌اى از قرآن نقل مىكند كه از اين قرار است :
« لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ . . . »
يعنى تا آن كه خدا پليد را از پاكيزه جدا سازد . « 6 » بعد از اين شكست ، ابدالىها به شتاب به هرات رفتند و قوايى ترتيب دادند و دوباره به مقابلهء ايرانىها شتافتند . دو لشكر در نزديكى دهكدهء رباط پريان ، در نزديكى هرات و شش ميلى
هامش
( 1 ) . فرزند جوان محمد زمان خان ، احمد خان نام داشت ، يعنى همان كسى كه بعدها به نام احمد شاه درانى موسوم شد ؛ وى در اين وقت تقريبا شش ساله بود . ( 2 ) . كاريز شهر كوچكى است كه در 15 ميلى مغرب هريرود قرار دارد و زادگاه مقنع است . ( 3 ) . اكنون به اسلام قلعه معروف است . ( 4 ) . تاريخ نادرى ، ص 57 . ( 5 ) . عبد الكريم علوى ، تاريخ احمد ( لكنهو ، 1850 ) ، ص 4 . هم‌چنين - محمد عبد الرحمن ، تاريخ احمد شاه درانى . ( 6 ) . قرآن ، سورهء انفال ، آيهء 36 .