شمال هريرود ، با يكديگر روبهرو شدند . جنگى كه در گرفت مانند دو جنگ پيش بسيار خونين بود و تمام روز ادامه داشت . عاقبت افغانها از صحنهء جنگ گريختند و بيش از هزار نفر كشته بر جا نهادند .
طوفان شديدى كه چهل و هشت ساعت ادامه داشت مانع از تجديد مخاصمات گرديد و چون فرو نشست ، اللّه يارخان قاصدى به اردوى ايرانىها فرستاد و پيشنهاد صلح كرد ، ولى نادر نپذيرفت و گفت تا اللّه يار خان و ساير رؤسا شخصا به حضور او نيايند ، به تقاضاى آنها گوش نخواهد داد . اللّه يار خان عازم حركت بود كه ناگهان خبر رسيد ذوالفقار از فراه به كمكش مىآيد .
نادر قسمتى از لشكر خود را براى دفع ذوالفقار فرستاد و خود با بقيهء سربازان در شكيبان ، در بيست و پنج ميلى غرب هرات ، اردو زد .
ذوالفقار و سربازانش از چنگ قوايى كه نادر عليه آنها فرستاده بود گريختند و در نزديكى شكيبان به كمين نشستند . سپس اللّه يارخان از شرق به نادر حمله كرد و ذوالفقار به اردوى ايرانىها حمله برد و باروبنهء آنها را به باد غارت داد . نادر پس از آن كه عدهاى را براى دفع ذوالفقار فرستاد خود با باقى لشكر قواى اللّه يارخان را مشغول داشت . روز بعد جنگ ادامه يافت و نادر و سربازانش عاقبت ابدالىها را از صحنهء جنگ بيرون راندند .
اللّه يار خان بار ديگر حاضر به صلح شد ، ولى نادر جواب سابق را تكرار كرد . بعضى از رؤساى افاغنه ناچار شخصا به حضور نادر آمدند و بعد از طلب پوزش حاضر شدند نه فقط اوامرش را اطاعت كنند بلكه با ايرانىها به دفع غلجايىها بپردازند . طهماسب و وزراى او با اين پيش نهاد مخالف بودند ، ولى نادر با آن موافقت كرد . روز بعد ، عدهء زيادى از رؤساى ابدالى با هدايا و تحف به نزد نادر آمدند و به دريافت خلعت از طرف او نايل شدند . سپس چند تن از رؤساى متنفذ به خدمت طهماسب در آمدند و اللّه يارخان ، كه رسما تسليم شد ، به حكومت هرات منصوب گرديد . « 1 »
نادر و طهماسب پس از انجام نقشهء خود بازگشتند و در چهارم ذىالحجه 1141 ( اول ژوئيه 1729 ) به مشهد رسيدند .
اين جنگ قواى ابدالىها را كاملا در هم نريخت ، چنان كه سال بعد هنگامى كه نادر با تركان عثمانى سرگرم زد و خورد بود ، آنها سر به شورش برداشتند . « 2 » ولى ثابت شد كه افغانها شكست ناپذير نيستند و سپاهيان ايران كه در دست نادر پرورش يافتهاند بار ديگر مىتوانند جنگ آورى خود را نشان دهند . گذشته از اين ، نه تنها به سردار نيرومند خود ، بلكه به قدرت خود
هامش
( 1 ) . تاريخ نادرى ، ص 60 .
( 2 ) . سردسته شورشيان اللّه يارخان نبود كه وفادار ماند ، بلكه رقيب او ذوالفقار بود . - كتاب نادرشاه ، ص 51 - 54 ، تأليف مترجم .