بدل ساختند » و به هرات گريختند . نادر كه احساس مىكرد بايد احتياط را از دست ندهد ، از تعقيب دشمن چشم پوشيد و به مشهد بازگشت .
مىگويند طهماسب بارها از نادر خواهش كرد به اصفهان بتازد ، ولى نادر نمىپذيرفت و مىگفت تا دشمن مجاور يعنى ابدالىها مغلوب نشدهاند صلاح نيست به چنان كارى اقدام شود . « 1 » سپس نادر و طهماسب موافقت كردند جداگانه عليه ابدالىها لشكركشى كنند . قرار بود نادر از مشهد و طهماسب از نيشابور عازم شود و در سلطان آباد واقع در ناحيهء ترشيز و در چهل ميلى غرب تربت حيدريه به هم بپيوندند . نادر به موقع عزيمت كرد ، ولى وزراى طهماسب اين شاهزاده را متقاعد ساختند كه از آن نقشه منصرف شود و به مازندران برود . در ضمن طهماسب از نادر خواست كه به تنهايى به هرات حركت كند . هنوز نادر مسافت زيادى طى نكرده بود كه خبر يافت وزراى طهماسب عليه او مشغول توطئهاند و در ميان قواى شاهزاده توليد نفاق مىكنند .
ناچار از فكر حمله به هرات منصرف شد و شتابان به مشهد بازگشت . بعد از آن ميان او و طهماسب در سبزوار گفت و گويى در گرفت كه در فصل پيش به آن اشاره كرديم .
آورامف مىنويسد كه نادر و طهماسب در تابستان 1728 تصميم گرفتند جداگانه به هرات لشكركشى كنند ، ولى نتيجهاى به دست نيامد . آورامف جزئيات اين جنگ را شرح نمىدهد ، ولى مىتوان گفت اگر جنگى هم صورت گرفته باشد حاصلى نداشته است . نادر و طهماسب در ماه اوت به مشهد بازگشتند . « 2 »
از گفتوگوى نادر با آورامف چنين بر مىآيد كه نادر از دشوارى كارى كه درپيش داشت به خوبى آگاه بود . هنگامى كه آورامف گله كرد كه چرا نمىگذارند به روسيه بازگردد ، نادر پاسخ داد :
« علت حقيقى بازداشت شما اين است : ما قصد داريم به قريب پانصد هزار نفر افغان ابدالى حمله كنيم . اگر فاتح شديم ، شما شاهد خواهيد بود و بعد به شما اجازه مىدهيم برويد و به برادران روسى خود بگوييد تا سوار كشتى بشوند و برگردند . اگر شكست خورديم ، بايد بدانيد كه آخر كار مملكت ايران رسيده است و شما بايد به فكر خودتان باشيد . . . » « 3 »
افغانهاى ابدالى كه از قصد حملهء دشمن آگاهى داشتند به رفع اختلافات خود پرداختند . « 4 » رؤسايى كه در اين وقت براى به دست گرفتن زمام امور مىكوشيدند عبارت بودند از اللّه يار خان ،
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 49 .
( 2 ) . زاپيسكى ، ص 101 . باعث تعجب است كه شرحى دربارهء اين لشكركشى در تاريخ نادرى با هيچ متن ايرانى هم زمان با آن يافت نمىشود . اگر اظهارات آورامف قابل اعتماد نبود ، امكان نداشت بدانيم كه چنين واقعهاى روى داده است يا نه .
( 3 ) . زاپيسكى ، ص 101 .
( 4 ) . براى جزئيات - اواخر فصل هشتم .