را به كشتن سنىها بر مىانگيزند و به آنها اجازه مىدهند با زنانى كه به اسارت برده مىشوند آميزش كنند .
جواب - چنين كشورى قلمرو دشمن و مردم آن مرتد محسوب مىشوند .
سؤال سوم - پس به چه طريق عليه روافض ( شيعيان ) در اين كشور ( ايران ) و آن عده از اتباع آن كه اصلا كافرند ( عيسويان مقيم ارمنستان و گرجستان ) مىتوان اقدام كرد ؟
جواب - در مورد روافض ، مردهايشان بايد از دم تيغ گذرانده شوند و زنان و كودكانشان به اسارت در آيند و اموالشان به غارت رود . زنان و كودكان را بايد به وسايل ديگرى غير از شمشير مسلمان كرد ، ولى كسى اجازه ندارد با زنانشان قبل از اسلام آوردن « 1 » آنها آميزش كند . در مورد كفار ، زنان و كودكان آنها بايد اسير و اموالشان ضبط شود . زنان و كودكان آنها را نبايد مجبور به مسلمان شدن كرد و با زنان آنها مىتوان آميزش نمود و لو اين كه نخواهند اسلام بياورند . « 2 »
چنان كه فنهامر نوشته است ، اين قسمت از قانون تركيه در مورد زنان شيعى بيشتر سختگيرى مىكند ، زيرا زنان عيسوى را مجبور نمىكند كه دست از مذهب خود بردارند . از طرف ديگر ، زن عيسوى به نخستين مرد مسلمان كه طالب او باشد داده خواهد شد . « 3 »
دولت تركيه بعد از كسب تكليف مذهبى ، فرمان حمله به ايران را صادر كرد . ولى قبل از آن كه به شرح عمليات تركها در شمال غربى و غرب ايران بپردازيم ، لازم است مختصرى از موقعيت طهماسب و همچنين از اوضاع گرجستان و ارمنستان را در اين موقع بحرانى شرح دهيم .
طهماسب بعد از آن كه در اواخر 1722 از قزوين گريخت ، در تبريز دربار كوچكى برقرار كرد ، به اين اميد غلط كه از تعرض دشمنان در اين شهر مصون بماند . ولى شايد فراموش كرده بود كه جد او ، شاه طهماسب اول ، به علت نزديكى پاى تخت خود به خاك تركيه ، دربار را از تبريز در سال 955 هجرى ( 9 / 1548 ميلادى ) به قزوين انتقال داده بود . احتمال مىرود كه دورهء ممتد صلح با تركيه باعث شده بود كه طهماسب تصور كند كه در تبريز جاى امنى خواهد داشت .
موضوع ديگرى كه در نظر نگرفت اين بود كه در سال 1721 چنان زلزلهء سختى در تبريز روى داده بود كه تقريبا تمام ديوارهاى آن فرو ريخته و در حدود هشتاد هزار نفر در آن حادثه از بين رفته
هامش
جاى گذاشت و بعدا ناچار بازگشت تا آن را پيدا كند . سپس مسلمانان اين زن را همراه صفوان بن المعطل يافتند و دشمنانش اين ملاقات اتفاقى را عمدى دانستند و به او تهمت زدند . - سيرة رسول اللّه ، تأليف ابن اسحق ( گوتين گن ، 1859 ) جلد دوم ، ص 732 .
( 1 ) . يعنى سنى شدن آنها .
( 2 ) . براى متن تركى آن ، - آنچه چلبىزاده در دنبالهء تاريخ رشيد نوشته است ، اوراقa17 -b16 . نسخههايى از اين سؤالات و فتواها بعدا براى لزگىهاى جار و تله فرستاده شد ؛ -Von Hammer , vol . XIV ; p . 101 n .( 3 )Von Hammer , vo 1 , XIV , p . 93.