عهد نامه ذكر شد از موانع طبيعى مثل سلسله جبال و رودخانه و درياچه مىگذشت و همچنين توجهى به نژاد يا مذهب نشده بود . موضوع عجيب آن كه سرنوشت عدهء زيادى مسلمان در داغستان و شيروان به دست تزار عيسوى سپرده شد . در صورتى كه تسلط سلطان تركيه را كه خليفهء اسلامى بود بر قسمتى از گرجستان و ارمنستان كه تا آن وقت جزو ايران بود مسلم شناخته بودند .
در واقع اين عهدنامه بسيار ظالمانه بود و مىتوان آن را پيش رو تقسيم لهستان دانست كه در اواخر قرن هجدهم عملى شد . « 1 »
قسمت عمدهء مسئوليت به گردن پطر كبير است كه سالها ميل داشت ايالات ايرانى واقع در مجاورت درياى خزر را به تصرف در آورد و باقى مسئوليت متوجه تركهايى است كه مىخواستند نواحى تركنشين ايران را ضميمهء تركيه كنند . همچنين متعصبان مذهبى ترك در اين قضيه مسئولاند . بىانصافى است اگر داماد ابراهيم يا سلطان احمد سوم را به علت سهمى كه داشتند ملامت كنيم ، زيرا هر چه كردند بر خلاف ميل و مصلحت خودشان بود . فرانسه هم به علت وساطتى كه كرد مسئول است ، زيرا براى جلوگيرى اتريش عمدا به تجزيهء ايران رضايت داد و در واقع طرفين را به اين كار تشويق كرد . ظاهرا نه دولت فرانسه و نه دوبوناك به جنبهء اخلاقى اين قضيه اهميت نداده بودند .
مسلما مجازات روسيه و تركيه در اين بود كه منافعى كه عهد نامه به آنها مىرسانيد ديرى نپاييد . بعد از مرگ پطر در اوايل 1725 ، علاقهء روسيه براى تصرف سرزمينهاى جديد تقليل يافت و همچنين هواى ناسازگار ايالات مجاور بحر خزر باعث از بين رفتن عدهء زيادى از سربازان روسى شد ، به طورى كه روسيه چند سال بعد ، از آن ايالات صرف نظر كرد . اما تركيه مجبور شد ، در نتيجهء پيروزىهاى نادرشاه ، تمام متصرفات جديد خود را به ايران پس بدهد .
اين عهدنامه در تركيه باعث شوق و ذوق نشد . تركها با وجود تظاهر به دوستى و اشارات مكرر به « صلح دايم » با روسيه ، نسبت به اين كشور ظنين بودند و پطر كبير هم دست از مقاصد خود بر نداشت . گريتى « 2 » ، نمايندهء جديد و نيز در تركيه ، گزارش داد كه كسى از داماد ابراهيم به مناسبت كارى كه انجام داده بود تمجيد نكرد . وزير اعظم كه اعتنايى به انتقادات مردم نداشت ، همچنان سلطان را به تفريحات سرگرم مىساخت . « 3 » هنگامى كه نمايندهء مخصوص پطر كبير ، به نام سرلشكر الكساندر ايوانويچ روم يانتسف « 4 » ، در اوايل 1725 به قسطنطنيه رسيد و تصويب عهدنامه را توسط تزار اعلام داشت ، دولت تركيه هم آن را تصويب كرد . يك ماه بعد پطر در گذشت .
هامش
( 1 ) . خود پطر كبير يك وقت به خيال تقسيم لهستان افتاد ، -Sumner , Peter the Great and the Emergence of Russia , pp . 181 - 2( 2 )Gritti.
( 3 )Shay , Op . cit . p . 119.
( 4 )Rumyantsev.