فصل شانزدهم سلطنت محمود
محمود ، پادشاه جديد ايران ، « 1 » قيافهء مؤثر و جذابى نداشت . كشيش كروسينسكى كه غالب اوقات او را مىديد ، درباره او چنين نوشته است :
« اندامى متوسط و تقريبا كوتاه و چاق داشت . صورت و بينى او پهن و چشمانش آبى و اندكى لوچ و نگاهش خشن بود . قيافهاش حالتى زننده داشت و درندهخويى او را نشان مىداد .
گردنش چنان كوتاه بود كه گفتى سرش به شانههايش چسبيده است . در صورتش تقريبا مو ديده نمىشد و آنچه بود رنگى متمايل به قرمز داشت . معمولا چشم به زمين مىدوخت و هميشه به نظر مىرسيد كه در حال تفكر است . هر صبح به عنوان ورزش با قوىترين افسران خود كشتى مىگرفت باقى روز را به تمرين مىگذرانيد تا بدنش را تقويت كند . هر روز پنج گوسفند را با دست و پاى بسته به نزد او مىآوردند و او با شمشير هر يك را دو نيم مىكرد . در پرتاب زوبين كوچكى كه در ايران استعمال مىشود مهارت داشت و هرگز تيرش به خطا نمىرفت . در اسب سوارى چنان چابك بود كه يال اسب بىركابى را با دست چپ مىگرفت و با دست راست به پشت آن مىچسبيد و به روى زين مىجست . بسيار كم مىخوابيد و هرگز در جنگ تشك زير خود نمىگذاشت . هنگامى كه در جبهه يا در اصفهان بود ، شبها با چند تن از دوستان صميمى خود براى بازديد نگهبانان مىرفت . در صرف غذا و مشروب نهايت اعتدال را رعايت مىكرد و به آنچه مىيافت قناعت مىنمود . در نتيجهء همين ميانه روى ، چنان پرهيزگار بود كه جز با زن خود ، كه دختر شاه سلطان حسين بود ، با ديگرى آميزش نداشت و همين زن برايش فرزندى آورد . « 2 »
هامش
( 1 ) . محمود فقط بر قسمت نسبتا كوچكى از ايران تسلط داشت ، ولى چون پاىتخت را به تصرف در آورده و تخت سلطنت را غصب كرده بود ، مىتوان او را به اين لقب ناميد .
( 2 )Krusinsky , pp . 297 - 8.