تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
شاه جديد هم مانند شاه سابق داراى ظاهرى نبود كه در خور مقام سلطنت باشد . محمود از حيث اخلاق و نوع زندگى با او بسيار فرق داشت . شاه سابق تنبل و عياش و رحيم دل بود ، در صورتى كه محمود جدى و متهور و سخت‌گير ، و هم‌چنان كه در قتل عموى خود نشان داد ، بىوجدان و بىرحم بود . اين جوان زشت و خشن بهتر بود كه رئيس قبيلهء گم نامى باشد تا اين كه به مقام سلطنت ايران برسد . مع‌الوصف ، محمود در اوايل پادشاهى درنده‌خويى خود را پنهان كرد و در نهايت اعتدال و لياقت سلطنت راند . از آنجا كه مىدانست رؤساى غلجايى با اصول حكومت آشنايى ندارند و نمىتوانند دستگاه پيچيدهء دولت صفوى را اداره كنند ، « 1 » وزرا و صاحب منصبان سابق را به مقام خود بازگردانيد . ولى اطرافيان خود را مأمور همكارى با آنها كرد . به اين طريق افغان‌ها از طرز حكومت آگاه و از طرف ديگر مانع از ادامه فساد رفقاى ايرانى خود شدند . در نتيجه كشور ايران بهتر از نيم قرن گذشته اداره گرديد . يكى از كارهاى خوب محمود بعد از بر تخت نشستن اين بود كه فرمان داد مقدار زيادى مواد غذايى براى اهالى قحطى زده بياورند . همچنين در اثر اعدام ايرانىهايى كه در زمان محاصره به كشور خود خيانت كرده بودند ، مورد تقدير واقع شد . ولى شيخ عبد الله والى عربستان را شايد به علت شيخوخت و سنى بودنش مجازات نكرد و بعد از مصادرهء اموالش او را به زندان فرستاد . « 2 » مطابق نوشتهء كروسينسكى ، محمود علنا اظهار داشت : « از كسانى كه به پادشاه خود خيانت كرده‌اند انتظار خوبى نمىرود و اگر فرصتى به دست آرند به من نيز خيانت خواهند كرد . » « 3 » محمود از راه احتياط تمام شاه‌زادگان سلطنتى را ( به استثناى طهماسب كه گريخته بود ) زندانى كرد . ولى بايد دانست كه فقط زندانبان اين شاه‌زادگان تيره روز تغيير كرد ، زيرا به غير از دورهء كوتاهى در طى محاصرهء اصفهان كه شاه سلطان حسين دو فرزند خود محمود ميرزا و صفى ميرزا را از حرم سرا بيرون آورده و ظاهرا به آنها اختياراتى داده بود ، اين شاه‌زادگان هميشه زندانى بودند . محمود همچنين شاه سابق را در زندان نگاه داشت ، ولى در موارد مهم با او مشورت مىكرد . از طرف ديگر او را از مصاحبت تمام زنانش ، به جز زنان شرعى او و چند كنيز ، محروم ساخت و بقيه را به افسران بخشيد . و هم چنان كه ذكر شد ، « 4 » خود يكى از شاه‌زاده خانم‌ها را به زنى گرفت .
هامش
( 1 ) . تذكرة الملوك صريحا براى آن نوشته شد كه افغان‌ها بتوانند اطلاعات دقيقى دربارهء تشكيلات دولت صفوى به دست آورند ، ولى اين كتاب در اوايل سلطنت اشرف به پايان رسيد ؛ - مقدمه‌اى كه استاد مينورسكى بر ص 10 آن كتاب نوشته است . ( 2 ) . چنان كه در فصل سى و سوم خواهيم ديد ، اشرف سيد عبد الله را رها كرد و حكومت كرمان را در سال 1727 به او تفويض نمود . ( 3 )Krusinsky , op . cit , pp . 258 , 259. ( 4 ) . - مطلبى كه در اول اين فصل از قول كروسينسكى نقل شد .
انقراض سلسله صفويه ( فارسي ) — صفحة 170 | لارنس لاكهارت / اسماعيل دولتشاهى