تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
عذاب اليم و معنى آن مؤلم است يعنى عذابى درد آورنده و بعضى دردناك گفته‌اند و عرب ميگويد كه ضرب و جميع و معنى آن موجع است يعنى زدنى درد آورند و شاعر در اين معنى گفته كه
أ من ريحانة الداعي السميع * يؤرقني و أصحابي هجوع
و معنى آن داعى مسمع است يعنى خوانندهء شنواننده و ترجمهء شعرا نيست كه آيا كسى كه ريحانش خوانندهء شنواننده است بيخواب و بيدار مىكند مرا و حال آنكه اصحاب و ياران من خفتگانند و بدع بكسر باء و سكون دال چيزيست كه اول باشد در هر امرى يعنى تازه و نو و از آنست قول خداى عز و جل
ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ
يعنى بگو كه نيستم تازه و پيداشدهء از پيغمبران يعنى من اول كسى نيستم كه بپيغمبرى مبعوث شده باشم چه پيش از من پيغمبران بوده‌اند پس من اقتداء بايشان نموده‌ام و آنچه ايشان امتان خود را به آن دعوت ميكرده‌اند من نيز شما را به آن ميخوانم و هر معجزهء كه به آن مأمور ميشوم بشما مينمايم و بر غير مأمور قدرت ندارم پس چرا منكر پيغمبرى منيد و بدعت نام آن چيزيست كه اختراع شده و از نو پيدا شده باشد خواه از دين و خواه از غير آن و شاعر در اين معنى گفته است كه كفاك لم تخلفنا للندى و لم يك تجلهما بدعة . فكف عن الخير مقبوضة . كما حط من مائة سبعة . و اخرى ثلثة آلافها . و تسع مائيها لها شرعة . يعنى كفهاى دست تو آفريده نشده‌اند از براى بخشش و نيست بجهل آنها چيز تازه پس يك كف از خوبى گرفته شده چنان كه فرو ريخت از صد هفت او كف ديگر سه تا هزار آن و نهصد آنست در حالى كه روشى است از براى آن و گفته مىشود كه امر بديعى را آوردى يعنى كار مخترع عجيبى كردى . بارى بارى معنيش آنست كه خدا بارى برايا يعنى خالق خلائق و آفريدگار آفريدگانست گفته مىشود كه برأهم يبرؤهم يعنى خلقهم يخلفهم و بر به خليفته و مخلوقات است و بيشتر عرب بر ترك همزهء آنند و آن فعليه بمعنى مفعوله است از برء و همزهء آن از باب تخفيف بياء قلب شده و بعضى گفته‌اند كه بلكه آن مأخوذ است از بيت العود يعنى چوب را تراشيدم و از جملهء ايشان كسى است كه گمان دارد كه آن مشتق از براء بفتح باء باشد و آن خاكست يعنى ايشان را از