تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
از شواهد قدرت و آثار حكمت و بينات حجتش كه همهء خلق از پديد آوردن خوردتر آنها و ايجاد آسانتر و كوچكتر آنها در نزد ايشان در مانده‌اند چنان كه خداى عز و جل فرموده كه
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ
يعنى بدرستى كه آنان را كه ميخوانيد و مىپرستيد غير از خدا هرگز نيافرينند مگسى را با وجود خوردى كه دارد و اگر چه اجتماع كنند و اتفاق نمايند از براى آفريدن آن پس چيزى از خلق خدا نيست مگر آنكه آن شاهد از براى او است بر وحدانيتش از همهء جهاتى كه دارد و خداى تبارك و تعالى از وصف ذاتش اعراض فرموده پس او بآياتش ظاهر و بذاتش محتجب است و معنى دويم آنكه خدا ظاهر است يعنى غالب و قادر است بر آنچه ميخواهد و از اينست قول خداى عز و جل
فَأَصْبَحُوا ظاهِرِينَ
يعنى پس قوت داديم آن را كه ايمان آورده بودند بعيسى و برسالت و عبوديت او تصديق كرده بودند بر دشمنان ايشان كه بپسر بودن او از براى خدا و بالوهيتش قائل بودند پس كشتند آن مؤمنان ظاهران يعنى غالبان بر ايشان در مجاهده و محاربه يا بتصديق محمد ( ص ) باينكه عيسى كلمة اللَّه و روح اللَّه است . باطن باطن معنيش آنست كه خدا از خيالها باطن و پنهان شده پس او باطن است بىاحاطه كه چيزى دور او را گرفته باشد چه هيچ محيطى به او احاطه نميكند زيرا كه او فكرها و انديشها را پيش شده پس آنها از او دور شده‌اند و معلوم را سبقت گرفته پس به او احاطه نكرده و خيالها را در گذشته پس بكنه او نرسيده‌اند و ديدها از او حيران و خيره شده‌اند پس او را در نيافته‌اند پس او باطن هر باطنى است و محتجب هر محتجبى كه بالذات باطن و بآيات ظاهر شده پس او باطن است بدون حجاب و ظاهر است بىنزديكى و اقتراب و معنى دويم آنكه خدا باطن هر چيزيست يعنى آگاهيست بينا به آنچه پنهان ميكنند و آنچه آشكار مينمايد و بهر چه آفريده و بطانهء مرد كه اصل آن بمعنى آستر جامه باشد دوست و صاحب سر او است از قومى كه ايشان را در دخلهء كار خويش كه بهم آميخته و پريشان و نهان باشد داخل مىكند و ايشان او را در آن
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 212 | اردكانى / الشيخ الصدوق