تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
خاك آفريده و گفته‌اند كه از براى همين همزه داده نميشود و اين سخن مردود است بقرائت نافع و ابن ذكوان كه هر دو در سورهء لم يكن هر دو لفظ البريه را بهمزه خوانده‌اند و ديگران بياء ميخوانند و ظاهر اينست كه مشتق منه هر دو قرائت يكى باشد اگر چه غير آن از آنچه مذكور شد نيز احتمال دارد . اكرم اكرم معنيش كريم‌تر و گاهى افعل بمعنى فعيل مىآيد مثل قوى خداى عز و جل
وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ
يعنى و آن كه مراد باز آوردن و زنده گردانيدن باشد در بار دويم اهون بر او است يعنى سهل و آسان است بر او و بعضى گفته‌اند كه بمعنى آسانتر است اما مراد در آنچه واجب است در نزد منكران اعاده و به اندازه در مىآيد و قياس مىشود بر اصول ايشان و معقول ايشان آن را اقتضاء مىكند زيرا كه هر كه از ما صنعت چيزى را اعاده كند و دوباره بسازد بر او اسهل و آسانتر باشد از انشاء و ايجاد آن و از براى كارگر عذر ميخواهند هر گاه در بعضى از آنچه آن را انشاء مىكند تخطئه شود كه اول كار اوست و هرگز نكرده و امثال اين و ممكن است كه اهون افعل صفتى باشد بمعنى هين و آسان نه افعل تفضيل كه در ترك تفضيل به آن استشهاد نشود و مثل قول خداى عز و جل
لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى
يعنى در نيايد در آن آتش بطريق دوام و لزوم مگر اشقى و قول آن جناب و
سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى
يعنى و زود باشد كه دور كرده شود از آن آتش اتقى و مقصودش از اشقى و اتقى شقى و تقى است يعنى بد بخت و پرهيزكار نه بدبخت‌تر و پرهيزكارتر زيرا كه هر بدبختى در آن داخل مىشود و هر پرهيزكارى از آن دور گردانيده مىشود و بدبخت‌ترين بدبختان بدر آمدن در آتش اختصاص ندارد چنان كه پرهيزكارترين پرهيزكاران بنجات و رهائى اختصاص ندارد و بعضى گفته‌اند كه مراد و شخص مخصوصند و شاعر در اين معنى گفته است كه . ان الذى سمك السماء بنى لنا . بيتا دعائمه اعزوا طول . يعنى بدرستى كه آنكه بلند گردانيده آسمان را بنا گذاشته از براى ما خانهء را كه ستونهايش عزيزتر يا عزيز و درازتر يا دراز است « ظاهر » ظاهر معنيش آنكه خدا ظاهر است بآيات و علامات خويش كه آنها را آشكار فرموده
التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 211 | اردكانى / الشيخ الصدوق