تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
احمد بن يحيى در جامع خود ايراد نموده در معنى ديدن خدا صحيح است كه آنها را رد نميكند مگر كسى كه مكذب به حق يا جاهل به آن باشد و الفاظ آنها الفاظ قرآنست و هر خبرى از آنها را معنيى است كه تشبيه و تعطيل را نفى مىكند و توحيد را ثابت ميگرداند و ائمه عليهم السلام ما را امر فرموده‌اند كه با مردم سخن نكنيم مگر بر اندازهء عقلهاى ايشان و معنى ديدنى كه در اخبار وارد شده علم است و بيانش آنست كه دنيا خانهء شكها و در شك افتادن و انديشها است كه در خاطر گذرد و چون روز قيامت شود از آيات خدا و امورش در ثواب و عقابش آنقدر از براى بندگان كشف و ظاهر شود كه شكها به آن بر طرف شود و حقيقت قدرت خداى عز و جل معلوم گردد و تصديق اين در كتاب خدا
لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
است يعنى هر آينه بتحقيق كه بودى در دنيا در بيخبرى از اين روز پس برداشتيم از پيش ديدهء تو پوشش غفلت تو را پس ديده‌ات امروز بسبب كشف غطاء و رفع حجاب تيز است در ديدن آنچه نميديدى پس معنى آنچه در حديث روايت شده كه خداى عز و جل ديده مىشود آنست كه دانسته شود دانستن يقينى به جهت قول خداى عز و جل
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ
يعنى آيا نديدى و ننگريستى بسوى پروردگار خود يعنى ديدى و دانستى كه چگونه كشيده و گسترانيده سايه را و قول آن جناب
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ
يعنى آيا نديدى بسوى آن كسى كه با ابراهيم محاجه كرد و حجت آورد در باب پروردگارش و قول آن جناب
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ
يعنى آيا نديدى و نظر نكردى به حال آن كسانى كه بيرون رفتند از خانها و منزلهاى خويش و حال آنكه ايشان چندين هزار كس بودند و قول آن جناب
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ
يعنى آيا نظر نكردى كه چگونه كرد پروردگار تو با خداوندان پيل كه ابرهه و لشكر اويند و امثال اين آيات از ديدن دل و از ديدن چشم نيست و اما قول خداى عز و جل اذا
تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ
معنيش آنست كه چون خداى عز و جل از براى آن كوه ظاهر شد نشانى از نشانهاى آخرت كه كوهها به آن سراب مىشود و سراب بفتح سين روشنى است كه چون آب مينمايد و آب نيست و نشانهائى كه كوهها را پراكنده ميسازد پراكنده ساختنى يعنى آنها را چون