تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التوحيد ( اسرار توحيد يا ترجمه كتاب توحيد ) ( فارسى ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
آن گفتند كه اگر خدا را سؤال ميكردى كه خود را به تو بنمايد كه بسوى او نظر كنى هر آينه تو را اجابت ميفرمود و تو ما را خبر ميدادى كه آن جناب چگونه است پس ما او را مىشناختيم چنان كه حق معرفت و شناخت او است موسى ( ع ) فرمود كه اى قوم من بدرستى كه خدا بديدها ديده نميشود و او را كيفيت و چگونگى نيست و جز اين نيست كه بآياتش شناخته مىشود و او را بعلاماتش ميدانند گفتند كه هرگز تو را تصديق نخواهيم كرد تا آنكه از او سؤال كنى موسى ( ع ) عرض كرد كه اى پروردگار من بدرستى كه تو گفتار بنى اسرائيل را شنيدى و تو داناترى بصلاح ايشان خداى عز و جل بسوى او وحى فرمود كه اى موسى آنچه را كه از تو سؤال كرده‌اند از من سؤال كن كه من هرگز تو را بجهل و نادانى ايشان مؤاخذه و بازخواست نخواهم كرد پس موسى در نزد اين نويد بعرض رسانيد كه پروردگارا طلعت خود را به من بنما تا بسويت نظر كنم فرمود كه هرگز مرا نخواهى ديد و ليكن نظر بسوى اين كوه كن پس اگر قرار گيرد و در جاى خود ثابت بماند و حال آنكه آن فرو ميرود پس به زودى مرا خواهى ديد و چون پروردگارش از براى آن كوه تجلى نمود بنشانهء از نشانهايش آن را ريزه ريزه گردانيد و موسى بيهوش بر رو در افتاد و آن هنگام كه به هوش باز آمد گفت پاك و منزه مىشمارم تو را تبت اليك ميگويد كه بازگشتم بسوى معرفتم به تو از جهل قومم و من اول مؤمنان از ايشانم باينكه تو ديده نميشوى . مأمون گفت كه از براى خدا است خوبى تو يا ابا الحسن كه مؤلف ميگويد كه اين حديث طوى دارد و ما از آن موضع حاجت را فرا گرفتيم و اين را بتمامه در كتاب عيون اخبار الرضا اخراج كرده‌ام و اگر همهء اخبارى را كه در معنى ديدن خدا روايت شده ايراد مينموديم كتاب بذكر و شرح آنها و اثبات صحت آنها طول ميكشيد و كسى كه خداى تعالى ذكره او را از براى راه راست توفيق داده بهمهء آنچه از ائمه عليهم السلام باسانيد صحيحه وارد مىشود ايمان آورد و از براى ايشان تسليم كند و در آنچه بر او مشتبه شود امر را بسوى ايشان برگرداند زيرا كه قول ايشان قول خدا و امر ايشان امر خدا است و ايشان نزديكترين خلق‌اند بسوى خداى عز و جل و داناترين ايشان به او صلوات الله عليهم اجمعين .