تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
فرياد رسى امام علي عليه السلام از غم زدگان ويارى مظلومان 1 - شيخ مفيد رحمه الله از ابن دأب روايت كرده كه گفت : أهل كوفه گفته اند : سعيد بن قيس همداني در روز بسيار گرمى امام علي عليه السلام را زير سايه ديوارى ديد ، گفت : اى اميرمؤمنان ، در اين ساعت اينجا چه مى كنيد ؟ فرمود : تنها براي آن بيرون آمده أم تا يارى مظلومى كنم يا غمزده اى را به فرياد رسم . در اين ميان زنى پريشان دل وسرگردان كه نمى دانست كجا برود از راه رسيد ودر برابر حضرت ايستاد وگفت : اى اميرمؤمنان ، همسرم بر من ستم كرده وزور مى گويد وسوگند خورده كه مرا بزند ، شما با من بياييد ( وشفاعت كنيد ) . امام لختى سر به زير افكند ، سپس سربرداست وفرمود : نه ، به خدا سوگند نبايد از پاى بنشينم تا حق مظلوم بدون لكنت ودغدغه گرفته شود ! اى زن منزلت كجاست ؟ گفت : در فلان جا . حضرت با أو به راه افتاد تا به منزل رسيدند ، زن گفت : منزلم همين است . امام بر در خانه ايستاد وسلام كرد ، جوانى كه جامه رنگين به تن داشت بيرون آمد ، امام فرمود : از خدا پروا كن كه همسرت را ترسانده اى ! گفت : به شما چه مربوط است ، به خدا سوگند حالا كه اين طور شد به خاطر حرف شما هم كه شده أو را آتش خواهم زد ! عادت اميرمؤمنان عليه السلام اين بود كه هر جا مى رفت تازيانه اى به دست مى گرفت وشمشيرى به زير دست مىآويخت تا هر كس را