فصل 22
برخى از صدقات امام علي عليه السلام
1 - أبو نيزر گويد : ( 1 ) من در دو زمين زراعى امام علي بن أبي طالب عليه السلام به نام عين
أبى نيزر وبغيبغه مشغول كار بودم كه امام عليه السلام به آنجا آمد وبه من فرمود : آيا
غذايى دارى ؟ گفتم : غذايى است كه براي اميرمؤمنان نمىپسندم ، كدويى است
كه از همين جا كنده وبا روغن پيه نامطبوعى سرخ كرده أم . فرمود : همان را بياور .
سپس برخاست بر لب جوى رفت ، دست خود را شست واندكى از آن غذا ميل
فرمود وباز بر لب جوى رفت ودستهاى خود را با خاك وشن كاملا تميز
شست ، آن گاه دستها را مشت كرد ومشتى آب از همان جوى نوشيد وفرمود : اى
هامش
( 1 ) - محمد بن إسحاق بن بسار گويد : اين أبو نيزر كه چشمه اى به أو منسوب است غلام علي بن أبي
طالب عليه السلام . وى فرزند نجاشي پادشاه حبشه بود كه مسلمانان صدر اسلام به حبشه نزد أو هجرت
كردند . علي عليه السلام أو را در مكة نزد تاجرى ديد ، أو را از آن تاجر خريد وبه پاس خدمتي كه پدرش نجاشي به
مسلمانان مهاجر كرده بود آزاد نمود . گويند : پس از مرگ نجاشي أوضاع حبشه آشفته شد ومردم آنجا
هيئتى را نزد أبو نيزر هنگامى كه در خدمت علي عليه السلام بود فرستاد ، تا حكومت را به أو بسپارند وتاج
سلطنت بر سرش نهند وتسليم بي چون وچراى أو باشند ، ولى أو نپذيرفت وگفت : پس از آن كه خداوند
نعمت اسلام را به من بخشيد ديگر خواهان ملك وسلطنت نيستم .
أبو نيزر بسيار بلند قامت وزيباروى بود ومانند مردم حبشه سياه پوست نبود بلكه اگر كسى أو را مى ديد
مردى از نژاد عرب مى پنداشت . 4 / 175 )