تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
در گذشته دانستى كه آنان چيزى را كه سبب ارتدادشان باشد جز انكار امامت اميرمؤمنان عليه السلام مرتكب نشدند ، پس ناگزير امامت اصلى از أصول دين خواهد بود . وديگر اخبار بسيار ومشهوري است دال بر آن كه هر كس بدون امام بميرد به مرگ جاهلي مرده است ، وأمثال اينها ، پس بي شك امامت اصلى از أصول دين خواهد بود ، مانند روايتي كه مسلم در باب ( امر به لزوم جماعت ) از كتاب امارت از عمر آورده كه گفت : ( از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه مى فرمود : هر كه دست از طاعت بكشد خدا را در روز قيامت بدون داشتن حجتي ديدار خواهد كرد ، وهر كه بميرد وبيعتي در گردنش نباشد به مرگ جاهلي مرده است ) . وديگر اخبار بسيارى است كه ايمان را منوط به دوستى آل محمد صلى الله عليه وآله وسلم وكفر را منوط به دشمنى آنها دانسته است كه اين دوستى ودشمنى كناية از اعتراف به امامت يا انكار آن است زيرا معمولا ميان دوستى حقيقي واعتراف به فضل آنان ، وميان دشمنى وانكار آن تلازم وجود دارد ، ومنظور صرف دوستى ودشمنى ( بدون التزام اعتقادي ) نيست زيرا آنها دخلى در ماهيت ايمان وكفر ندارند وناگزير بايد دوستى ودشمنى كناية از اعتقاد وانكار باشد ، وبه همين دليل امامت يكى از أصول دين است . . . وديگر از شواهد آن كه امامت از أصول دين است آن كه : منزلت امام در حفظ شرع ووجوب پيروى أو ونيازمندى به أو ورياست عامه وى مانند پيامبر است وفرقى وجود ندارد ، وگروهى از مخالفان نيز در اين عقيدة با ما موافقند مانند قاضى بيضاوى در مبحث اخبار ، وگروهى از شارحان كلام أو ، چنان كه سيد سعيد ( قاضى نور الله شوشترى ) حكايت نموده است . ( 1 )