محتضر در قصايد ومدايح
1 - در اشعار سيد حميرى رحمه الله كه سخن علي عليه السلام به حارث همداني رحمه الله در اين
زمينه را به نظم كشيده است گذشت . ( 1 )
2 - سيد حميرى
كذب الزاعمون أن عليا * لن ينجي محبه من هنات
قد وربي دخلت جنة عدن * وعفا لي الاله عن سيئاتي
فأبشروا اليوم أولياء علي * وتوالوا الوصي حتى الممات
ثم من بعده تولوا بنيه * واحدا بعد واحد بالصفات
( دروغ گفته اند آنان كه پندارند علي عليه السلام دوست خود را از وحشت قبر
وقيامت نمىرهاند ) .
( به خدايم سوگند كه من به بهشت جاويد در آمدم وخداوند از گناهانم
درگذشت ) .
( اى دوستان على ، امروز شما را مژده باد ، شما بر دوستى وصى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم تا
دم مرگ پايدار بمانيد ) .
( وپس از أو اولادش را يكى پس از ديگرى با ويژگيهايى كه دارند دوست
بداريد ) .
3 - سيد حميرى
أحب الذي من مات من أهل وده * تلقاه بالبشرى لدى الموت يضحك
هامش
( 1 ) - سعدى گويد :
اى كه گفتى فمن يمت يرني * جان فداى كلام دل جويت
كاش روزى هزار مرتبه من * مردمى تا ببينمى رويت