تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
با شخصيتها نتوان شناخت بلكه با نشانه حق بايد شناخت ، پس حق را بشناس تا أهل آن را بشناسى . اى حارث ، حق بهترين سخن است وفريادگر به آن مجاهد است ، ومن تو را به حق خبر مى دهم ، گوشت را به من بسپار وآن گاه آن را به ياران خردمندت بگو . هش دار كه من بنده خدا وبرادر رسول خدا ونخستين تصديق كننده اويم ، أو را هنگامى تصديق كردم كه آدم ميان روح وجسد بود ( وهنوز خلقت أو كامل نشده بود ) ، ونيز در ميان أمت شما نيز نخستين تصديق كننده أو هستم ، پس ما اولين هستيم وما آخرين هستيم وما - اى حارث - خواص وبرگزيدگان اوييم ، ومن برادر ووصى وولى وصاحب راز وسر أو هستم ، مرا فهم كتاب وفصل خطاب ( سخن آخر وقطعي در داورى ) وعلم قرنهاى گذشته وأسباب [ اطلاع ودستيابى به همه چيز ] داده اند ، ومرا هزار كليد سپرده اند كه هر كليدى هزار در را مى گشايد كه هر درى به هزار هزار عهد وسفارش راه مى برد ، ومرا علاوة بر همه اينها به شب قدر مؤيد داشته ويارى رسانيده اند ، واين مقام براي من وفرزندانم كه امانت دار دينند پيوسته جارى است تا شب وروز جارى است تا آن كه زمين وآنچه روى آن است به دست [ بندگان حقيقي ] خدا افتد . وتو را - اى حارث - مژده دهم كه حتما مرا هنگام مرگ ونزد صراط وكنار حوض ( كوثر ) ودر وقت مقاسمه خواهى شناخت . حارث گفت : مولايم ! مقاسمه چيست ؟ فرمود : تقسيم آتش دوزخ ، كه آن را درست قسمت كنم ، به آن گويم : اين دوست من است رهايش كن ، واين دشمن من است أو را بگير . آن گاه أمير مؤمنان عليه السلام دست حارث را گرفت وفرمود : اى حارث همين گونه كه من دست تو را گرفته أم رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم دست مرا گرفت - واين زماني بود كه از حسد قريش ومنافقان به حضرتش شكايت كرده بودم - وفرمود : چون روز قيامت شود من ريسمان ودامن الهى - يعنى عصمت خدا - را مى گيرم وتو - اى