تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
به اينجا آورده ؟ گفتم : دوستى تو اى اميرمؤمنان . فرمود : اى حارث ، آيا مرا دوست مى دارى ؟ گفتم : آرى به خدا سوگند اى اميرمؤمنان . فرمود : هش دار ، هنگامى كه نفست به حلقوم رسد مرا آن گونه كه دوست دارى خواهى ديد ، واگر مرا ببينى آن گاه كه عده اى را مانند شتر ناشناسى كه از آبشخوار دور مى كنند از حوض كوثر دور مى سازم حتما همان گونه كه دوست دارى مرا خواهى ديد ، واگر مرا ببينى در حالي كه با لواى حمد پيشاپيش رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بر صراط مىگذرم حتما مرا همان گونه كه دوست دارى خواهى ديد . ( 1 ) 2 - ونيز گويد : شبى خدمت اميرمؤمنان عليه السلام رسيدم ، فرمود : اى أعور ، چه چيز تو را به اينجا آورده ؟ گفتم : اى اميرمؤمنان ، به خدا سوگند دوستى تو مرا به اينجا كشانده است . فرمود : اينك تو را خبري دهم كه شكرگزار آن باشى ، آگاه باش كه هيچ بنده اى كه مرا دوست مى دارد نميرد وجانش به در نرود تا آن كه مرا آن گونه كه دوست مى دارد ببيند . وهيچ بنده اى كه مرا دشمن مى دارد نميرد وجانش به در نرود تا آن كه مرا آن گونه كه ناخوش مى دارد ببيند . ( 2 ) 3 - اصبغ بن نباته ( 3 ) گويد : حارث همداني در ميان تنى چند از شيعيان كه من هم در ميان آنان بودم بر أمير مؤمنان عليه السلام وارد شد . حارث افتان وخيزان راه مى رفت وعصا را محكم به زمين مىكوبيد وبيمار بود . أمير المؤمنان عليه السلام با توجه به منزلتي
هامش
اين خبر دلالت دارد كه حارث همداني رحمه الله در نزد أمير مؤمنان عليه السلام مقامي بلند داشته كه مولايش به خانه أو مى رود واز غذا ونان أو مى خورد ، واين كمال اخلاص وعنايت به أو را مى رساند . خداوند به خاطر سرور ومولايش از أو راضى باد . ( 1 ) - بحار الأنوار 6 / 181 . ( 2 ) - رجال كشى / 89 با تلخيص . ( 3 ) - وى از خواص أمير مؤمنان عليه السلام بوده ودر جنگ صفين حضور داشته واز مأموران انتظامى آن حضرت ونيز شاعر بوده است . برقى أو را از أصحاب آن حضرت از أهل يمن شمرده است . ( أعيان الشيعة 3 / 464 )