پيشگفتار
( من وديگر امامان همتاى من ناگزيريم كه بر سر جنازة هاى
شما در هر سرزمينى كه باشيد حضور يا بيم ، پس درباره
خويشتن از خدا پروا كنيد وتقواى الهى گزينيد ) . ( 1 )
امام موسى بن جعفر عليه السلام
1 - حارث همداني ( 2 ) گويد : بر اميرمؤمنان عليه السلام وارد شدم ، فرمود : چه چيز تو را
هامش
( 1 ) - مناقب ابن شهرآشوب 4 / 292 .
( 2 ) - حارث همداني ملقب به أعور ، برقى أو را از اولياى أصحاب اميرمؤمنان عليه السلام شمرده ، وابن داوود
گويد : وى فقيه ترين مردم بود ودر سنه 65 درگذشت . شيخ بهائى گويد : أو جد ماست واز خواص
اميرمؤمنان عليه السلام بود . از حارث روايت است كه گفت : ( در نيمروزى خدمت اميرمؤمنان عليه السلام رسيدم ، فرمود :
تو را چه به اينجا آورده ؟ گفتم : به خدا سوگند ، دوستى شما ! فرمود : اگر راست بگويى حتما مرا در سه جا
خواهى ديد : هنگامى كه نفست به اينجا برسد - واشاره به گلوى مبارك كرد - ودر صراط وبر سر حوض
( كوثر ) . در كافى روايت كرده كه : ( حارث أعور خدمت اميرمؤمنان عليه السلام رسيد وگفت : اى اميرمؤمنان ،
مى خواهم با خوردن يك وعده غذا نزد من مرا گرامى بدارى . فرمود : به شرط آن كه خود را براي من به
تكلف نيفكنى . حضرت داخل شد وحارث قرص نانى آورد . حضرت مشغول خوردن شد . حارث چند
درهم از آستين بيرون آورد وگفت : اين چند درهم را دارم ، اگر اجازه دهيد چيزى براي شما خريدارى
كنم . فرمود : اين هم از موجودى خانه است [ واز تكلف نيست ] ) . ( سفينة البحار 1 / 240 )