تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
فخر رازى تنها به دلايل نقلى استناد مىكرد ، « 1 » و در اين مورد موافق سنت اشعريان بود . « 2 » علامه و رازى موضع ابو هاشم را رد مىكردند كه مدعى بود بعيد است تايب از گناهانى توبه كند در حالىكه مرتكب گناهان ديگرى مىشود و در صورتى كه او از قبح ماهيت اين افعال آگاه است بر انجام آن اصرار مىورزد . نقل شده كه ابو هاشم بحث مىكرد « 3 » بنده‌اى كه به‌علت ماهيت قبيح گناه كبيره مورد بحث توبه مىكند چون ويژگى قبح در تمام گناهان كبيره موجود است روا نيست كه فقط از بعضى از گناهان كبيره به‌علت قبحشان توبه كند و بر بعضى ديگر كه به همان اندازه كبيره هستند اصرار ورزد . ابو هاشم در اين نظريه ، كه مورد قبول عبد الجبار « 4 » نيز بود ، با ابو على اختلاف‌نظر داشت . ابو على امكان توبه از بعضى از گناهان و ادامهء گناهان ديگر را روا مىدانست . « 5 » تنها شرطى كه ابو على مىگذاشت اين بود كه گناهى كه از آن توبه شده و گناهى كه ادامه دارد از يك جنس نباشند . بنابراين محال است كه آدمى از نوشيدن شراب از يك جام توبه كند . و به نوشيدن آن از جامى ديگر ادامه دهد . در حالىكه مىتواند از شرب خمر توبه كند و در عين‌حال ترك زنا نكند . « 6 » علامه در اين مورد كه توبه هنگامى معتبر است كه به‌علت قبح ماهيت گناه انجام شود موافق با ابو هاشم بود اما او بين قبح عمومى كه در همه گناهان موجود است و قبح ويژه‌اى كه فقط بر بعضى اطلاق مىشود تفاوت مىگذاشت . بر اين اساس او استنباط ابو هاشم را رد مىكرد . او خلاصهء بحث را چنين بيان مىكند : آيا ممكن است توبه فقط از بعضى قبايح باشد ؟ ابو على اين را روا مىدانست و براى موضعش مدعى اجماع بود . ابو هاشم آن را رد مىكرد . استدلال ابو هاشم اين بود كه قبح فقط به‌علت قبح ماهيتش ترك مىشود . ترك هرچيزى كه مساوى در علت خود باشد واجب است . درست مثل اين‌كه كسى بگويد « من اين انار را به‌علت ترشى آن
هامش
اشاره مىكند . ( 1 ) - معالم ، 131 ( با اشاره به قرآن 66 / 8 ) . ( 2 ) - مانند متولى 60 ( با اشاره به قرآن 24 / 31 ) ؛ او نيز به اجماع اشاره مىكند ؛ جوينى ، ارشاد ، 404 ، او فقط به اجماع اشاره مىكند . ( 3 ) - ابن ملاحمى ، فائق ، 210 پ ؛ مانكديم ، 5 - 794 ؛ نيز ابن حزم ، 5 : 69 . ( 4 ) - مانكديم ، 794 . ( 5 ) - همان ، 5 - 794 ؛ ابن ملاحمى ، فائق ، 210 پ . ( 6 ) - مانكديم ، 5 - 794 ؛ ابن ملاحمى ، فائق ، 210 پ .