گناهكار را عفو كند و او فقط بهعلت وعدهاى كه داده است اين كار را مىكند . « 1 » بحث اشعريان براساس اعتقاداتشان بود كه چون خداوند فرمانرواى جهان است هيچ چيزى بر او فرض نيست و مكلف به هيچ تكليفى نمىباشد . بهعلاوه آنان مانند اماميه اين اصل معتزلى را كه اعتذار صحيح بايد پذيرفته شود رد مىكردند . « 2 »
رازى براساس مذهب اشعريان بحث ديگرى مطرح كرد كه تمامى افعال بشر مخلوق خداوند است . در اين صورت بىمعنى خواهد بود كه بگوئيم توبه ، كه فعلى از جانب خداست او را مكلف به انجام فعلى ديگر يعنى پذيرفتن آن مىكند . او مىگويد :
قابليت بنده نسبت به توبه يا عدم توبه يكسان است و يا يكسان نيست . اگر يكسان باشد ، توبه بدون مرجحّى بر عدم توبه فضيلت ندارد . اگر اين مرجح بدون سببى انجام شود اين مستلزم انكار خالق است . اگر اين مسبب بنده باشد ، اين اختلاف تكرار مىشود . اگر مسبب خدا باشد بنده با كمك خداوند و تأييد او اقدام به توبه مىكند . لذا توبه لطفى است از جانب خداوند به بنده . لطفى از جانب پروردگار به بنده او را مكلف به لطف ديگرى به بنده نمىكند . لذا وقوع توبه در بنده خداوند را مكلف به قبول آن نمىكند . اگر قابليت بنده درخور براى عدم توبه و عمل به آن نبود اين مستلزم جبر بود .
در اين صورت بيان اينكه ( خداوند ) مكلف است ( توبه را ) بپذيرد كذب و اشتباهى واضحتر است . « 3 » اين انديشه كه توبه مخلوق خداوند است با نظر علامه ، و با نظر معتزليان ، كه توبه فقط يك فعل بشرى است در تضاد بود . « 4 »
اختلافاتى جزئى بين متكلمان وجود داشت كه در چه مواردى توبه براى تمام گناهان بنده بر او واجب است . نقل شده كه ابو على معتقد بود به دليل عقل و كتاب ، گناهكار هميشه مكلف است براى گناهان كبيره و صغيرهاش توبه كند . « 5 » از طرفى ابو هاشم توبه را براى
هامش
( 1 ) - در موردنظر كلى اشعريان ر . ك : متولى 1 - 60 ؛ ابن فورك ، 166 ؛ به زودى ، 227 ؛ جوينى ، ارشاد 4 - 403 ؛ رازى ، تفسير ، ج 3 ، باب 5 : 143 ، 149 ؛ ج 5 ، باب 10 : 13 ؛ ج 8 ، باب 15 : 15 ، 190 ، 245 ؛ ابن حزم ، 4 : 107 ؛ نيز فرانك « تكليف » ، 214 .
( 2 ) - متولى ، 61 ؛ جوينى ، ارشاد ، 403 .
( 3 ) - تفسير ، ج 5 ، باب 10 : 3 ؛ نيز همان ، ج 2 ، باب 3 : 22 ؛ ج 4 ، باب 8 : 239 ؛ ج 8 ، باب 16 : 1 - 180 ؛ معالم ، 130 ؛ در مورد نظر اشعريان كه توبه مخلوق خداوند است ر . ك : رازى ، تفسير ج 5 ، باب 10 : 69 ؛ ج 4 ، باب 8 : 239 .
( 4 ) - در مورد موضع كلى معتزله ر . ك : همان ، ج 5 ، باب 10 : 69 .
( 5 ) - مانكديم ، 789 ؛ عبد الجبار ، مغنى ، 14 : 393 ؛ ابن ملاحمى ، فائق ، 213 ر .