گناه او را عفو كند رد مىكردند و معتقد بودند فقط از راه تفضل است كه خداوند توبه را مىپذيرد . « 1 » علامه از مذهب آنان پشتيبانى مىكرد :
آيا برداشتن عذاب از تايب بهعلت وجوب است يا تفضلّ ؟ معتزليان از موضع اول پيروى مىكنند و مرجئه و جماعتى ديگر رأى دوّم را مىپذيرند و اين ( نظر دوّم ) اقرب است . دليل ما اين است كه اگر عفو واجب بود اين يا بهعلّت وجوب قبول آن ( يعنى توبه ) بود يا براى افزايش پاداش آن و اين هردو باطل است . در مورد اول نتيجتا لازم است كه اگر كسى شديدترين صدمات را به ديگرى وارد كرد و سپس از او معذرت خواست شخص مصدوم مكلف است عذر او را بپذيرد ؛ تالى قضيه به اجماع باطل و مقدم آن نيز باطل است . مورد دوم نيز بهعلت آنچه درباره باطل بودن ( اصل ) تحابط گفته شد باطل است . « 2 »
اين استدلال علامه نابجاست زيرا معتزليان معتقد نبودند كه اصل تحابط شامل عفو گناه بهعلت توبه مىشود . « 3 » اما استدلال نخست او جواب صريحى است به گفتهء معتزليان كه معتقد بودند خداوند مكلف است توبه بنده را بپذيرد . بصريان در واقع تصريح مىكردند كه اعتذارى كه بدرستى انجام گيرد ناگزير بايد به وضعى بينجامد كه استمرار سرزنش گناهكار قبيح باشد . « 4 »
علماى اماميّه « 5 » و اشعرى « 6 » از هردو استدلال علامه براى رد موضع معتزليان بهره گرفتهاند . بعضى از نويسندگان به اشتباه يا براى تقويت استدلالشان ادعا كردهاند كه معتزليان موضعشان را براساس تحابط نهادهاند . « 7 »
رازى « 8 » به پيروى از سنت اشعريان تأكيد مىكرد كه خداوند مكلف نيست عذاب به حق
هامش
( 1 ) - خلاصة النظر ، 53 پ ، شيخ طوسى ، اقتصاد ، 5 - 124 ؛ همو ، تمهيد ، 271 ؛ ميثم بحرانى 168 .
( 2 ) - نهج المسترشدين ، 431 ؛ نيز ر . ك : معارج ، 130 ر ؛ تسليك ، 80 ر . در نسخه خطى مناهج ( 150 ر ) ، ظاهرا علامه بيشتر از معتزليان پشتيبانى مىكند تا دفاع از موضع مرجئه ، چون اين بسيار مستبعد است بايد احتمال داد كه اين متن تحريف شده است .
( 3 ) - ابن ملاحمى ، فائق ، 214 پ .
( 4 ) - عبد الجبار ، مغنى ، 14 : 312 به بعد ، 319 ، 337 .
( 5 ) - شيخ طوسى ، اقتصاد ، 125 ، همو ، تمهيد ؛ 272 ، خلاصة النظر ، 53 پ .
( 6 ) - متولى ، 1 - 60 .
( 7 ) - در مورد مثالى از شيعه ر . ك : خلاصة النظر ، 53 پ .
( 8 ) - تفسير ، ج 2 ، باب 3 : 23 ؛ ج 5 ، باب 10 : 2 - 3 ؛ ج 16 ، باب 31 : 175 ؛ معالم ، 131 .