تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
بازدارنده‌ها ( صوارف ) ديگرى وجود داشته باشد كه در ديگران نباشد . بر اين اساس استنباط ابن ملاحمى اين بود كه توبه فقط از بعضى گناهان رواست و در عين‌حال معتقد به اين اصل بود كه به‌علت ماهيت قبح هر گناهى ، توبه به‌طور كلى واجب است . ابن ملاحمى ، بر خلاف رأى ابو هاشم بنا به نقل علامه ، نيز معتقد بود كه اجتناب و اتيان به‌علت عدم كاربرد كلى هريك در حقيقت قابل مقايسه با يكديگر مىباشند . انگيزهء قبح براى همه گناهان به‌طور يكسان به كار نمىرود بلكه بيشتر به ميل ( شهوت ) و لذت فردى شخص بستگى دارد و اين نيز در مورد بازدارنده‌هايى كه او را وادار به توبه از گناهانى غير از گناهان ديگر مىكند صادق است . « 1 » رازى نيز موضع ابو هاشم « 2 » را موافق با سنت اشعريان رد مىكرد . « 3 » استدلالى كه او براى رد نظر ابو هاشم به كار مىبرد به‌نظر مىرسد دقيقا براساس فائق ابن ملاحمى باشد . « 4 » او مىگويد : بيشتر ( متكلمان ) معتقدند كه توبه از بعضى گناهان و اصرار بر گناهانى ديگر معتبر است . ابو هاشم معتقد است كه اين معتبر نيست . دليل گروه اول اين است . كه اگر شخصى يهودى مبلغى به اندازه يك حبه غصب كند و سپس از يهوديّت توبه كند و هنوز اصرار بر غصب آن حبه داشته باشد ، مردم به‌اتفاق معتقدند كه اين توبه معتبر است . دليل ابو هاشم اين است كه اگر او از فعل قبيح به‌خاطر قبح محض آن توبه كند لازم است كه از همهء قبايح توبه كند . اگر او به‌علتى غير از قبح محض آن از آن توبه كند توبهء او معتبر نيست . جواب اين است كه ، چرا ممكن نيست او از آن قبح توبه كند زيرا آن يك قبح ( خاص ) است ، درست همان‌گونه كه شخص اشتهاى غذاى خاص دارد نه از آن جهت كه آن يك غذايى است بلكه به اين علت است كه آن غذايى خاص است . « 5 » يكى از شاگردان علامه به نام مهنأ بن سنان « 6 » از او مىپرسد كه آيا ارتكاب مجدد گناه بعد از توبه از آن ، اعتبار اين توبه را باطل مىكند . علامه منكر اين بود و استدلال مىكرد كه
هامش
( 1 ) - همان ، 211 پ . ( 2 ) - معالم ، 2 - 131 . ( 3 ) - متولى ، 61 ؛ جوينى ، ارشاد ، 405 به بعد . ( 4 ) - فائق ، 211 پ . ( 5 ) - معالم ، 2 - 131 . ( 6 ) - علامه ، اجوبة 29 .