تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
خداوند مقدر نمىسازد كه بنده‌اى مؤمن باشد يا كافر ، عابد باشد يا عاصى ، بنابراين فعل خود بنده تنها مبناى پاداش و كيفرى است كه او سرانجام كسب مىكند . « 1 » برعكس اشعريان معتقد بودند كه بنده در اصل خالق افعال خود نيست بلكه افعال او بيشتر آفريدهء خداست . « 2 » به‌علاوه خداوند سرنوشت آدمى را در آخرت مقدر مىكند . « 3 » لذا بنابر استنباط اشعريان نيازى به ارتباط بين افعال بنده و سرنوشت نهايى او نمىباشد . « 4 » منتهى تعدادى از اشعريان معتقد بودند كه افعال بشر نشانه‌اى است از سرنوشتى كه خداوند براى او مقدر كرده است . « 5 » اما اين نشانه هميشه معتبر نيست چون ممكن است خداوند اراده كند تمام گناهان بندهء گنهكارى را ببخشد . « 6 » و نيز ممكن است ايمان شخصى كه در دوران زندگىاش اظهار مىكند ايمانى خالص نباشد و اگر او سرانجام بىايمان از دنيا برود اين اظهار او نشانه صادقى نباشد . « 7 » بنابراين نشانه‌هاى كيفر و پاداش در حقيقت نشانه‌هاى معتبرى براى سرنوشت نهايى بشر نيست . رازى از تعليمات سنتى مذهبش كاملا پيروى مىكرد . خداوند سرانجام پاداش همهء فرمانبرداران را خواهد داد . آنچه معلوم است اين پاداش به‌علت افعال بنده نيست . زيرا هيچ چيز بر خداوند واجب نيست . « 8 » بلكه از اين‌جهت است كه او به بندگان خبر داده است
هامش
( 1 ) - مقداد ، 413 ؛ رازى ، تفسير ، ج 6 ، باب 11 : 10 ، 16 ؛ همو ، اربعين ، 388 . بنابر اعتقاد معتزليان ، بنده با سه شرط مستحق پاداش و كيفر است : 1 - توانايى انجام كارى را داشته باشد ( متمكن من فعله ) ، 2 - در انتخاب كار آزاد باشد ( مخلّى بينه و بينه ) . 3 - مجبور به انجام كارى نباشد ( الجاء ) ، ر . ك : عبد الجبار ، مغنى ، 14 : 308 و جاهاى ديگر . ( 2 ) - رازى ، تفسير ، ج 7 ، باب 14 : 13 ؛ نيز براى ارجاع ر . ك : فرانك ، « تكليف » 210 به بعد . ( 3 ) - اين اصل اشعرى براساس استنباطشان از « موافات » مىباشد كه بنابر اعتقاد آنان آدمى همواره مورد لطف يا غضب خداوند است . اگر مورد لطف خدا باشد . مؤمن خواهد مرد و در دوران حياتش هميشه مؤمن خواهد بود حتى اگر اين بر بنده آشكار نشود ( ابن فورك ، 2 - 161 ؛ انصارى ، غنيه ، 228 پ . 229 پ ) . در مورد تفسيرهاى مختلف از « موافات » ر . ك : ا . كولبرگ « آموزه‌هاى موافات در علم كلام اسلامى » .E . Kohlberg , " Muwa ? fa ? t Doctrinens in Muslim Theology , " Studia Islamica 57 ( 1983 ) : 47 - 66 .در مورد تعبير اشعريان همان 50 به بعد . ( 4 ) - ابن فورك 163 ؛ نيز ر . ك : گارده ، خداوند ، 300 . ( 5 ) - ر . ك : باقلانى ، تمهيد ، 351 ؛ همو ، انصاف ، 75 ؛ نيز فرانك ، « تكليف » 214 . ( 6 ) - ابن فورك ، 163 ؛ باقلانى ، تمهيد ، 351 ؛ رازى ، تفسير ، ج 4 ، باب 7 : 143 . ( 7 ) - ابن فورك ، 2 - 161 ؛ رازى ، تفسير ، ج 1 ، باب 2 : 140 . ( 8 ) - اربعين ، 388 ؛ تفسير ، ج 1 ، باب 2 : 140 ؛ ج 7 ، باب 14 : 129 ؛ ج 15 ، باب 29 : 263 ؛ معالم ، 2 :