فصل 4 نبوّت
1 - هدف رسالت
علّامهء حلى براساس ديدگاه خود از عدل الهى ، در مورد هدف رسالت انبياء ، از هر نظر با فخر رازى مخالف بود . علّامه از اين نظر از معتزليان جانبدارى مىكرد كه بنده از راه عقل به ارزشهاى اخلاقى بهطور اجمالى پى مىبرد . بهعلاوه بنده مىداند كه حتى اگر خداوند هم در آخرت بدكاران را به كيفر و نيكوكاران را به پاداش اعمالشان نرساند ، ارتكاب كار زشت سزاوار تقبيح و انجام كار خير شايستهء تحسين است . وانگهى علاوه بر اعمالى كه ارزش اخلاقى آن از راه عقل براى آدمى معلوم مىشود اعمالى وجود دارد كه بنده را در انجام تكاليفش يارى مىدهد يا او را از ارتكاب آن بازمىدارد و بنده از راه عقل قادر به شناخت ارزش آن نيست . بنابراين خداوند براى آشكار كردن اين موضوعات پيامبران را فرستاده است . « 1 » در اين مورد علامه پيرو نظر پيشينيان معتزلى خود بود . « 2 » او مىگويد :
فوايد ( رسالت پيامبران ) داراى جنبههاى مختلفى است . نخست ، آنان ( پيامبران ) تذكّرهايى در مورد وجود كيفر و پاداش مىآورند . زيرا عقل اشاره به پاداش و كيفر دارد اما بر وجود واقعى آن دلالت نمىكند . و بدونشك اين تبشير و انذار مشتمل بر فايدهاى است براى استنكاف ( مكلف ) از گناه ؛ دوّم ، عقل مىپذيرد كه برخى از افعال ما ممكن است براى ما مفيد باشد . ( ممكن است ) عقلا داعيى باشد براى آنچه كه ما مكلف
هامش
( 1 ) - تسليك ، 68 پ .
( 2 ) - مانكديم ، 564 به بعد ؛ عبد الجبار مغنى ، 6 / 1 : 5 - 64 ؛ ابن ملاحمى ، فائق ، 149 پ - ر ؛ شريف مرتضى ، « مجموعه » 64 ؛ شيخ طوسى ، اقتصاد ، 3 - 152 ، همو ، تمهيد ، 313 .