تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى علامه حلى ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
در اين صورت اختيار هيچ مفهومى ندارد . به‌علاوه نظريهء ابو الحسين دربارهء كردار آدمى مؤيد اين عقيده است كه تمامى اعمال انسان جبرا انجام مىشود . رازى سخن را اين گونه به پايان مىرساند : عجيب است كه ابو الحسين مخالف پيروان خود در اين خصوص بود كه فعل شخصى كه قابل ضدين است ، يكى از آن دو را انجام مىدهد و ديگرى را كه وابسته به مرجحى نيست ، انجام نمىدهد . به‌علاوه او ادعا مىكرد كه اين ( يعنى فعل ) وابسته به داعى است . علاوه بر اين او مدعى بود كه وقوع فعل پس از داعى واجب است . با قبول اين دو قضيه ، او بناچار بايد بپذيرد كه بنده فاعل فعل خود نمىباشد و عقيده ما نيز چنين است . « 1 » علامه كه سعى مىكند اين استنتاج رازى را رد كند ، بدرستى بيان مىكند كه همين نتيجه‌گيرى را بايد در مورد خداوند به كار برد . زيرا خداوند نيز هنگامى كه داعيى براى انجام كارى دارد الزاما عمل مىكند پس او نيز بايد مجبور به فعل باشد . « 2 » اعتراض علامه بسيار شديد است . ژيماره بيان مىكند « 3 » كه رازى در واقع با اين اعتراض روبرو بود اما نتوانست جواب قانع‌كننده‌اى به آن بدهد . نظريهء رازى دربارهء اعمال آدمى و استنباط او كه بنده در تمام اعمالش مجبور است از او نشأت نمىگيرد . همين بحث را ابن سينا به ميان آورد كه آراى او شباهت شگفت‌انگيزى با نظر رازى داشت . به نظر او قدرت بنده فقط هنگامى مىتواند بر فعل اثر كند كه همراه با انگيزه يا اراده‌اى باشد كه فعلى را بر فعل ديگر ترجيح مىدهد . « 4 » اين انگيزه براى فعل از خود بنده ناشى نمىشود بلكه از خارج به او مىرسد ( وارد من الخارج ) . لذا آن بايد نهايتا از جانب خداوند تقدير شده باشد ( بالتقدير من الله ) . « 5 » ابن سينا همان استنباط رازى را داشت كه بنده اگرچه ممكن است معتقد باشد كه عاملى مختار است ، در واقع او در تمام اعمالش مجبور است ( المختار فى حكم المضطرّ ) . « 6 »
هامش
( 1 ) - جرجانى ، 111 ( به نقل از نهاية العقول رازى ) ؛ نيز ر . ك : رازى ، اربعين ، 227 . ( 2 ) - مناهج ، 96 پ . ( 3 ) - ژيماره ، نظريات فعل آدمى ، 149 به بعد . ( 4 ) - ابن سينا ، تعليقات ، 20 . ( 5 ) - همان ، 20 . ( 6 ) - همان ، 50 ، 51 ، 53 .