او به دست خداوند تعالى است و اين مىرساند كه آن حضرت شأنى عظيم داشته است و بهگونهاى است كه مانند پيامبران اختيارش فقط در دست خداوند قرار دارد .
همين مطلب در مورد حقيقت ولايت آن حضرت نيز سارى و جارى مىباشد ، زيرا ولايت ولى بر مولّى عليه ( كسى كه ولى بر او ولايت دارد ) در صورتى كه ولى واجد شرايط ولايت و اهليت اين مقام باشد ممكن نيست مگر آنكه مولّى عليه به درجهاى از كمال رسيده باشد .
2 - در روايات فريقين كه در مقام دوم آورديم آمده بود كه آن حضرت هيچ كفو و همطراز در ميان جميع انسانها غير از امير المؤمنين نداشته است ، و خود همين عنوان كفو به نوعى مشاركت را مىرساند نظير آنچه در مورد تفسير آيهء كريمهء
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ * بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ
« 1 » روايت شده كه منظور از بحرين ( دو دريا ) على عليه السلام و فاطمه عليها السلام مىباشد و برزخ ، پيامبر اكرم است كه هيچكدام بر ديگرى ظلم روا نمىدارد . در تفسير برهان از كلينى و صدوق و تفسير محمد بن عباس و غير اينها از كتابهاى معروف به يازده طريق اين روايت آمده است و همچنين از طرق اهل سنت .
از باب نمونه يحيى بن سعيد عطار مىگويد : « از امام صادق عليه السلام شنيدم
هامش
از طريق شيعه هم مىتوان به روايت كشف الغمه اشاره نمود كه در بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 141 ، آمده است كه رسول خدا هنگامى كه ابو بكر به خواستگارى حضرت فاطمه آمد فرمود : « أمرها الى ربّها » يعنى اختيار فاطمه در دست خداوند است . به عمر نيز چنين فرمود و به بزرگان قريش هنگامى كه به خواستگارى او آمدند فرمود : « إنّ أمرها الى ربّها إن شاء يزوجها زوّجها » يعنى اختيارش در دست خداوند است اگر اراده فرمايد ازدواج مىكند .
( 1 ) . رحمن ( 55 ) آيات 19 - 20 .