6 - رواياتى كه قبلا آمد به اين مضمون كه خداوند تعالى به رضايت فاطمه راضى مىگردد و به ناراحتى او غضبناك مىشود كه دلالت دارند كه حجيت آن بزرگوار تنها به خاطر علومى كه از آن حضرت صادر گشته نمىباشد بلكه در همهء امور رضايت و غضبناكى او ملاك است همانطور كه بعد از وفات رسول اكرم و در جريان ترسيم خلافت اسلامى توسط او معلوم گشت و به همين جهت بود كه چهل شب بر در خانهء مهاجر و انصار آمد تا به يارى امير المؤمنين على بشتابند و بيعت با آن حضرت را تجديد كنند و اين دلالت دارد كه آن حضرت در مهمترين مسائل مسلمين كه خلافت باشد اشراف و نظارت دارد .
و مشابه آنچه در وصيت پيامبر به امير مؤمنان در هنگام احتضار آمد كه حضرتش فرمود : « اى على هرآنچه را فاطمه به تو امر كرد بپذير ، زيرا هرآنچه او امر كند در واقع جبرئيل به او فرمان داده است » . « 1 »
لازمهء اين وصيت اثبات گونهاى از ولايت براى امردهنده ( حضرت فاطمه ) مىباشد ؛ اگرچه على عليه السلام امام و پيشواى فاطمه عليها السلام نيز باشد .
در روايت عباس از ابو جعفر احول مىگويد :
قال ابو عبد اللّه عليه السلام ما تقول قريش فى خمس ؟ قال قلت إنّها ( انّه ) لها ، قال :
ما أنصفونا و اللّه لو كانت مباهلة لتباهلن بنا و إن كانت مبارزة لتبارزن بنا ثم يكون هم و على سواء ؛ « 2 »
« امام صادق عليه السلام فرمود : عقيدهء قريش در مورد خمس چيست ؟ گفتم
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 484 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 15 ، باب قسمة الخمس .