دخترش فاطمه را خواست و به او فدك را بخشيد و اين در روايات فريقين آمده است كه مصادر آن را به زودى ذكر خواهيم كرد . از اين نتيجه مىگيريم كه اولين مصداق « ذوى القربى » در آيهء انفال و آيهء خمس همانا صديقه فاطمهء زهرا عليها السلام است ، پس او از جمله كسانى است كه داراى حق تصرف در اموال عمومى مسلمين مىباشد اگرچه امام نباشد .
جهت چهارم : نفوذ اذن آن حضرت در خمس و انفال
در روايات متعددى داريم كه خمس و انفال براى شيعيان مباح گرديده است ، البته اين روايات هم از جهت فتاوى فقها و هم از جهت نصوص آنها به سه مورد خاص محدود شده است .
نكتهاى كه در اين دسته از روايات مىباشد اين است كه اذن و اجازهء فاطمهء زهرا عليها السلام در مصرف خمس توسط شيعيان همرديف اذن و اجازهء رسول خدا و امير مؤمنان و حسنين و ساير ائمه قرار گرفته است .
و اين نكته مطالب قبلى را تأكيد مىنمايد كه تدبير و ولايت اموال عامه همانطور كه براى ائمه ثابت است براى حضرت صديقهء زهرا نيز ثابت است ولو اينكه آن حضرت ، امام نيست . همچنين ثابت گرديد همانطور كه عنوان ذوى القربى بر امام صدق مىنمايد بر آن حضرت نيز صادق است و حتى در بعضى از روايات باب خمس و انفال ذوى القربى به حجت در زمان و دورهء خاص تفسير شده است و اين عنوان حجيّت نيز باز بر حضرتش صادق است و تطبيق مىنمايد .
نمونهاى از اين روايات عبارتند از :
1 . روايت احمد بن محمد كه در بسيارى از احكام باب خمس بدان