حاجتى غيبت كرده است ؟
مبرد مىگويد : در اول يقين كرد كه هدهد نيست و لذا گفت :
« ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ »
بعداً برايش شك پيدا شد از اين جهت گفت :
« أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ »
و از حال او جويا شد .
سپس به تهديد پرداخته ، مىفرمايد :
لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً
: به خدا سوگند ، پر و بالش را ميكنم و او را در آفتاب مىاندازم . برخى گويند : يعنى او را در ميان اضدادش مىاندازم .
از آنجا كه در زمان سليمان نطق و تكليف مرغان صحيح بوده است ، سرزنش و كيفرش نيز صحيح است . زيرا وظيفهء هدهد اين بود كه در خدمت سليمان باشد و او را اطاعت نمايد .
أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ
: يا اينكه او را بكيفر عصيانش سر مىبرم .
أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ
: يا اينكه دليل واضحى بياورد كه عذر او بر غيبتش باشد .
فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ
: طولى نكشيد كه هدهد آمد و دليل غيبت خود را بيان نمود .
فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ
: هدهد گفت : به چيزى مطلع شدهام كه تو و لشكريانت از آن بىخبريد .
وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ
: من از شهر سبا مىآيم و خبرى برايت آوردهام كه هيچ ترديدى در بارهء آن نيست و از هر لحاظ مطابق واقع است .
شهر سبا در سرزمين يمن است .
سدى ميگويد : خداوند 12 پيامبر به شهر سبا فرستاد .
از ابن عباس روايت شده است كه پيامبر خدا فرمود : سبا مردى بود كه ده طايفهء عرب از او پديد آمدند . از اين ده طايفه ، شش تا داراى ميمنت و چهار تا شوم بودند . شومها لخم و جذام و غسان و عاملهاند . با ميمنتها كنده و اشعرون و ازد و