باطل است . « 1 » اما اين قول جبائى با ظاهر قرآن مخالفت دارد . زيرا كسى مىتواند تصور كند كه سجدهء خداوند حق و سجدهء خورشيد باطل است كه خدا را بشناسد و مقام و عظمت او را فهميده باشد . بخصوص كه هدهد تزيين اعمال ايشان را به شيطان نسبت ميدهد . چنين سخنى از كسى سر مىزند كه عدل را بشناسد و بداند كه كار قبيح بر خداوند متعال روا نيست .
أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ
: تخفيف بنا بر اين است كه براى تنبيه و امر به سجود باشد .
يعنى آگاه باشيد و خداى خود را سجده كنيد .
برخى گويد : اين كلام از هدهد است . هدهد هنگامى كه پيش سليمان آمد ، از روى انكار و اظهار تنفر چنين گفت .
اما بنا بر تشديد ، يعنى : شيطان اعمالشان را زينت داده تا خداوند يكتا را سجده نكنند .
فراء مىگويد : قرائت تشديد ، موجب سجدهء قرائت نميشود . لكن اين حرف
هامش
( 1 ) - همانطورى كه مرحوم طبرسى به جبائى ايراد ميگيرد ، قول جبائى ناشى از عدم دقت در خود قرآن كريم است . زيرا در عدهاى از آيات حتى به جمادات نسبت شعور و ادراك و تسبيح و سجده داده شده است و همهء اينها متفرع بر اين است كه اينها از روى ادراك ذاتى خويش خدا را شناخته باشند . آرى :گر ترا از غيب چشمى باز شد * با تو ذرات جهان همراز شدجملهء ذرات عالم در نهان * با تو ميگويند روزان و شبانما سميعيم و بصير و باهشيم * با شما نامحرمان ما خامشيمنطق آب و نطق خاك و نطق گل * هست محسوس حواس اهل دل