ترجمه :
و به جستجوى مرغ پرداخته ، گفت : چرا هدهد را نميبينم ؟ بلكه او از غائبان است . به سختى عذابش ميكنم يا او را سر مىبرم يا اينكه دليل آشكارى برايم بياورد . سليمان مدت كوتاهى صبر كرد و هدهد گفت : به چيزى اطلاع يافتهام كه از آن بىاطلاعى و از شهر سبا خبر قطعى برايت آوردهام . زنى ديدم كه بر آنها حكم ميراند و از هر چيزى به او داده شده بود و تختى عظيم داشت . خودش و قومش را ديدم كه سجدهء خورشيد ميكردند و شيطان اعمالشان را برايشان زينت داده و از راه راست باز داشته بود و هدايت نيافته بودند ، تا براى خداوندى سجده كنند كه چيزهاى مخفى را در آسمانها و زمين بيرون مىآورد و ميداند آنچه را مخفى ميداريد و آشكار ميكنيد . خدايى كه خداى عرش عظيم است و جز او خدايى نيست .
قرائت :
لياتينى : ابن كثير به دو نون خوانده است ولى ديگران بيك نون و حذف نون ديگر بخاطر اين است كه چند نون اجتماع نكنند .
مكث : عاصم و يعقوب بفتح كاف و ديگران بضم خواندهاند و هر دو يكى است .
من سبا : ابو عمرو و ابن كثير بفتح همزه و ابن كثير بدون همزه و ديگران به جر همزه خواندهاند .
الا يسجدوا : ابو جعفر و كسايى و يعقوب به تخفيف لام و ديگران به تشديد خواندهاند . بنا بر قرائت اول به معنى « الا يا قوم اسجدوا » است كه نمونههايى هم در زبان عرب دارد . مثل :
فقالت الا يا اسمع نعظك بخطة * فقلت سميعاً فانطقى و اصيبى
گفت : هان ، بشنو تا پندت دهم . گفتم : بگو كه مىشنوم .
تخفون و تعلنون : عاصم به تاء و ديگران به ياء خواندهاند .
اعراب :
لا أَرَى
: حال .