ا و لم تكن لهم آية : اين قرائت از ابن عامر است . ديگران فعل را به ياء و « آية » را به نصب خواندهاند . بنا بر اول در فعل ضمير شأن مستتر است .
لغت :
اعجم : كسى كه زبانش از عربيت عاجز است . عجمى غير عربى است .
اعراب :
لا يُؤْمِنُونَ
: جملهء حاليه بغته : مصدر و حال سنين : ظرف زمان براى « متعناهم »
ما أَغْنى
: مفعول فعل محذوف است و ضمير فاعل به تمتع بر ميگردد .
ذكرى : در محل نصب و مفعول له
ما يَنْبَغِي
: ضمير فاعل به مصدر « تنزل » عائد است .
مقصود :
پس از آنكه در بارهء سرگذشت عدهاى از پيامبران پيشين سخن گفت ، اينك در بارهء قرآن سخن مىگويد تا سرگذشت پيامبر اسلام بدنبال سرگذشت ايشان ذكر شده باشد . مىفرمايد :
وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ
: قرآن فرستادهء خداست كه جبرئيل كه فرشتهء امين اوست و در آن تغيير و تبديل ايجاد نميكند ، بر قلب تو نازل كرده است .
علت اينكه جبرئيل را روح مىنامد ، اين است كه وسيلهء احياء دين و بقولى وسيلهء احياء ارواح انسانهاست . و برخى گفتهاند : بخاطر اينكه خودش روحانى است .
اينكه مىگويد : بر قلب تو . . . تعبير مجازى است . زيرا خداوند وحى را به سمع جبرئيل مىرساند و جبرئيل نزد پيامبر آمده ، برايش ميخواند تا به خاطر سپارد و در دل خود حفظ كند . گويا قرآن بر دل پيامبر نازل مىشود .
برخى گويند : يعنى خداوند قرآن را به تو تلقين كرد تا بر دل تو نقش گرفت