عطيه گويد : اينان پنج نفرند : عبد اللَّه بن سلام ، ابن يامين ، ثعلبه ، اسد و اسيد .
وَ لَوْ نَزَّلْناهُ عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ ما كانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ
: اگر قرآن را بر كسى كه عرب نبود نازل ميكرديم و بر عربها قرائت ميكرد ، به آن ايمان نمىآوردند و از پيروى خوددارى ميكردند . لكن ما قرآن را به زبان عربى بر فصيح - ترين ايشان كه از شريفترين خاندان بود نازل كرديم تا در آن تدبر كنند و بهتر تصديق و پيرويش نمايند .
برخى گويند : يعنى اگر قرآن را بر يكى از بهائم هم كه زياد منشأ تعجب مىشود ، نازل مىكرديم ، به آن ايمان نمىآوردند .
روايت شده كه از ابن مسعود در بارهء اين آيه سؤال شد ، اشاره به شترش كرده ، گفت : اين از اعجمين است .
كَذلِكَ سَلَكْناهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ
: همانطورى كه قرآن را به زبان عربى بر تو نازل كرديم ، در دل كافران نيز واردش كرديم . يعنى ترا امر كرديم كه بهر نحوى هست قرآن را به گوش ايشان برسانى .
سپس مىگويد :
لا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ
: مع الوصف به قرآن ايمان نمى - آورند . مگر عذاب اليم را به چشم خود بنگرند و از روى ناچارى تسليم شوند .
در اينجا خداوند به علم خويش خبر ميدهد كه اينان هرگز ايمان نخواهند آورد .
فَيَأْتِيَهُمْ
بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
: عذابى كه آنها به تعجيل در خواست آن ميكنند ، ناگهان برايشان نازل شود و بدون اينكه متوجه باشند گريبانشان را بگيرد .
فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ
: و آنها كه گرفتار شدهاند بگويند : آيا بما مهلتى داده مىشود كه ايمان آوريم و تصديق كنيم ؟
مقاتل گويد : همين كه پيامبر به آنها و عذاب داد ، به منظور تكذيب ، به تعجيل پرداختند . از اينرو خداوند به منظور توبيخ ايشان ميفرمايد :