خود را از دنيا فراموش مكن يعنى در اين جهان براى آخرت خود كوشش كن . اكثر مفسرين مىگويند : يعنى عمل آخرت را در زندگى اين جهان از ياد مبر . زيرا در حقيقت ، نصيب انسان از دنيا همين است كه براى آخرت خويش بكوشد . از على ( ع ) نيز روايت شده است كه : تندرستى و قوت و آسايش و جوانى و نشاط و بىنيازى خود را از ياد مبر و بوسيلهء آنها در راه آخرت كوشش كن . برخى گويند : قارون آدمى ممسك و بخيل بود . به او گفته شد : بخور و بياشام و از نعمتهاى خدا بنحو مشروع و حلال استفاده كن . زيرا چنين استفادهاى بر تو حرام نيست .
برخى گويند : اصولا اين قسمت از قول مؤمنين به قارون نيست ، بلكه از گفتار خداوند به موسى است .
وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ
: همانطورى كه خداوند در بارهء تو تفضل كرده است ، تو هم در بارهء مردم تفضل كن . يحيى بن سلام گويد : يعنى همانطورى كه خداوند در بارهء تو نيكى كرده و به تو نعمت بخشيده ، تو هم بوسيلهء اطاعت و انجام وظيفه نيكى كن .
برخى گويند : يعنى شكر خدا را به نيكى انجام ده و با خلق خدا مواسات كن .
وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ
: در روى زمين ، و در پى فساد و معصيت نباش .
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
: خداوند مردم مفسد را دوست نميدارد .
قالَ إِنَّما أُوتِيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدِي
: قارون گفت : اين مال بواسطهء فضيلت و دانشى كه دارم به من داده شده است و اگر شما هم داراى فضل و دانش من بوديد ، چنين ثروتى به شما داده مىشد . اين معنى از قتاده است . مقصود اين است كه قارون معتقد بود كه اين مال را خداوند بپاداش فضل و دانش به وى داده است . چنان كه آن شخص كافر نيز همين عقيده را داشت و ميگفت :
« لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً »
( سوگند ، كه اگر بسوى خدا بازگردانده شوم بهتر از آن به من داده خواهد شد : كهف 36 ) برخى گويند : يعنى اين مال را خدا به اين جهت به من داده كه از من خشنود