وَ لا يُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ
: مجرمين از گناهان خود پرسيده نميشوند .
قتاده گويد : يعنى بدون حساب داخل جهنم مىشوند . به نظر وى فرشتگان آنان را به سيمايشان مىشناسند و بخاطر علامتى كه دارند از آنها سؤال نميكنند و پيشانى آنها را گرفته ، به جهنم مىاندازند . چنان كه مىفرمايد :
« فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ »
( در آن روز ، نه انسان در گناهش پرسيده مىشود و نه جن : الرحمن 36 ) اما اينكه ميگويد :
« فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ »
( سوگند به خدايت كه از همهء آنها سؤال ميكنيم : حجر 92 ) منظور اين است كه از آنها سؤال نكوهش و ملامت مىشود نه سؤال براى كشف مجهول .
فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ
: قارون در ميان چاكران و خدمتگزاران با زينتى خيره كننده ، نزد بنى اسرائيل آمد .
برخى گويند : همراهان او چهار هزار نفر سوار بودند كه اسبهاى آنها همه سرخ رنگ بود .
برخى گويند : همراهان او كنيزان ماهرويى بودند كه سوار بر قاطر بودند .
زين قاطرها از طلا و آنچه در زير زينها بود پارچههاى سرخرنگ بود .
برخى گويند : هفتاد هزار نفر با او بودند .
قالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا يا لَيْتَ لَنا مِثْلَ ما أُوتِيَ قارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ
: كافران و منافقان و افراد سست ايمانى كه نعمتهاى بهشت و آخرت را باور نداشتند ، گفتند : كاش ما هم از دنيا چنين بهرهء فراوانى داشتيم و همچون قارون از دنيا بهرهمند بوديم .
وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً
:
آنها كه وعدهء خدا را تصديق كرده ، به آن ايمان داشتند به ايشان گفتند : واى بر شما ، ثواب خدا براى كسانى كه ايمان آورده ، عمل صالح كنند ، بهتر از مال و ثروت قارون است .
وَ لا يُلَقَّاها إِلَّا
الصَّابِرُونَ
: تنها كسانى به پاداش خدا مىرسند كه به امر