عبور كرد . آنها كه زينت زندگى دنيا را ميخواستند ، گفتند : كاش ما را مثل آنچه به قارون داده شده است بود . كه او بهرهاى بزرگ دارد . آنها كه دانش و آگاهى داشتند ، گفتند : واى بر شما . ثواب خدا براى كسى كه ايمان آورد و عمل صالح كند بهتر است و جز شكيبايان به آن نمىرسند . خودش و خانهاش را به زمين فرو برديم و او را جز خدا لشكرى نبود كه ياريش كنند و از يارى كنندگان خويشتن نبود . آنها كه ديروز آرزو ميكردند كه در جاى او باشند ، گفتند : آه . اين خداست كه براى هر كه خواهد روزى را گسترش ميدهد و براى هر كه خواهد تنگ ميگيرد . اگر خدا بر ما منت نگذاشته بود ما را به زمين فرو مىبرد . راستى كه كافران روى رستگارى نمىبينند .
قرائت :
حنيف : گروهى به صيغهء معلوم و گروهى به صيغهء مجهول خواندهاند .
ويكأن : يعقوب چنين خوانده است : « و يك انه » بهر حال « وى » كلمهء تعجب است و كاف ممكن است براى خطاب يا جزء « كان » باشد .
لغت :
بغى : سركشى كنز : گنج مفاتح : جمع مفتح كليدها يا گنجها عصبة : جماعت و گروه
مقصود :
إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى
: قارون از طايفهء موسى و پسر خالهء او بود . چنان كه از امام صادق ( ع ) روايت شده است . ابن جريح گويد : پسر عموى موسى بود . زيرا قارون پسر يصهر بن فاهث و موسى پسر عمران بن فاهث بود .
محمد بن اسحاق گويد : موسى برادرزادهء قارون بود .
فَبَغى عَلَيْهِمْ
: او بواسطهء گنجها و ثروتهاى فراوان ، در مقابل بنى اسرائيل