وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ
: اكنون ما مالك سرزمينها و ديار و مساكن آنها شدهايم .
سپس به پيامبر خود مىفرمايد :
وَ ما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا
: پروردگار تو قريهها را هلاك نميكند تا اينكه در ام القرى يعنى مكه پيامبرى مبعوث گرداند .
برخى گويند : منظور از « امها » معظم قريههاى دنياست .
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِنا
: پيامبرى كه حجتها و دلائل روشن ما را براى ايشان بخواند .
وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى إِلَّا وَ أَهْلُها ظالِمُونَ
: ما قريهها را هلاك نميكنيم ، مگر اينكه مردمشان راه كفر و ستم و سركشى پيش گيرند .
سپس مردم را مخاطب ساخته ، مىفرمايد :
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى أَ فَلا تَعْقِلُونَ
: آنچه به شما داده شده است ، اسباب تمتع و زينت اين جهان است . اما آنچه پيش خداست ، نعمتهاى آخرت است كه از اين نعمتها بهتر و باقىتر است . چرا فكر نميكنيد تا فرق ميان نعمت فانى و نعمت باقى را درك كنيد ؟